تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
افزون بر اين ، تكاثر ، فرهنگ انسانى و ارزشهاى و الا را به آن وامىدارد كه جاى خود را براى فرهنگ نازل و فرو افتادهء مبتنى بر ملاكهاى آكل و مأكول اقتصادى ترك كند ، تا پايگاه فضيلت و ارزشهاى آن بر مالدارى و استيلاى اقتصادى قرار گيرد ، و حركات و نهضتهاى علمى نيز براى بهره بردارى متكاثران صورت پذيرد .

( 4 ) - توازن اقتصادى و قوام تربيتى

: آن دو مانع ، به همان گونه كه از فعّاليتهاى فرهنگى و علمى و شكوفايى و پيشرفت سالم آنها جلوگيرى به عمل مىآورند ، و سلامت و پختگى فرهنگ انسانى را از آن سلب مىكنند ، به همان گونه هم نظام پرورشى را دچار تحريف مىسازند و آن را به تهى شدن و پستى مىكشانند . فصلهايى در توضيح اين منظور در « باب يازدهم » در احوال متكاثران و فقيران آمده است ، خوانندهء محترم مىتواند بار ديگر - به خواست خدا - به آنها مراجعه كند . « 1 » آرى ، تربيت بذرى است كه جز در زمين مستعد و شايسته نمىرويد ، و آيا امكان آن هست كه « تكاثر » يا « فقر » ، استعداد و آمادگى فهمى درست براى انسان و نشاط و فعّاليّتى سالم براى او بر جاى گذارند ، تا بوسيلهء آنها به اوج تربيت درست و بسنده و پيشرفته بالا رود ؟ و آيا تربيتى انسانى و اجتماعى - كه بنا بر طبع خود بايد آكنده از عناصر فضيلت و احساس انسانى باشد - مىتواند راهى براى وجود پيدا كردن در محيطى متكاثر و خالى از احساسات انسانى ، كه در آن شخص هيچ توجّهى به سازندگى نفس خود و جلا دادن به انسانيّت خويش و ديگر انسانها ندارد ، يا در محيط فقرى كه قدرت بر ساختن نفس خويش نمىيابد و انديشيدن در بارهء چيزى جز به دست آوردن قوتى لا يموت به خاطر نمىرسد ، وجود پيدا كند ؟ تكاثر انسان را به شادخوارى و لهو و لعب مىكشاند و او را از توجّه به تعهّد و رسالتدارى منحرف مىكند ، و فقر و نادارى انسان را از رسيدن به ترازى كه شايستهء او است بازمىدارد ؛ پس تربيتى كه با غل و زنجيرهاى تكاثر لهو انگيز يا فقر مايهء خوارى بسته
هامش
« 1 » . پانوشت صفحهء 574 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 577 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام