آشكار است . و اقوامى كه از شخصيّتى متوازن برخوردارند - بطور نوعى - در جامعه اى تربيت مىشوند كه متعادل باشد و توازن اقتصادى و قسط مالى و معيشتى بر آن حكومت كند .
( 6 ) - توازن اقتصادى و قوام بهداشتى
: آشكار است كه آدمى صحّت و تندرستى خويش را در يكى از دو حال از دست مىدهد :
1 - در آن هنگام كه قوت و غذاى كافى در اختيار نداشته باشد .
2 - در آن هنگام كه بيش از اندازهء كافى خوراك در اختيار باشد و به افراط كردن در آن بپردازد . پس هر يك از اين دو حالت مزاج انسانى را از حدّ بهداشتى معتدل دور و به پژمردگى و تباهى و هلاك نزديك مىسازد . و احاديثى در خصوص هر دو حالت و تأكيد بر زيان آنها آمده است كه در فصلهاى مربوط به مبارزهء بر ضد « تكاثر » و « فقر » در « باب يازدهم » ذكر آنها گذشت . « 1 » شايد بيماريهاى روانى و جسمى فراوانى كه مردم سرزمينهاى سرمايه دارى و تكاثر ، و نيز بلاد گرسنه و فقير به آنها گرفتارند ، آشكارا گواهى بر همين امر باشد . امراض روانى مهمّى وجود دارد كه زيان آنها كمتر از بيماريهاى بدنى نيست ، و از تكاثر و مالدارى مفرط و اسراف و اتراف معيشتى ، يا از بىچيزى و فقر معيشتى نتيجه مىشود . و همهء اين زيانها - كه از بسيارى از آنها ياد كرديم - سراسر اجتماع را فرا مىگيرد و - چنان كه پوشيده نيست - قوام جامعه را از جهات مختلف از ميان مىبرد . و برانداختن اين بدبختى جز به قيام مردمان به قسط و برنامه ريزى براى اقتصادى متوازن ميسّر نمىشود ، اقتصادى كه با وجود آن در داشتن و در مصرف كردن - هر دو - از مرز ميانه روى تجاوزى صورت نگيرد ، و در نتيجه ، در ميان مردم انسانى ديده نشود كه از بىقوتى جان دهد ، و نه انسانى كه قوتهاى ديگران را بچاپد .
هامش
« 1 » . ( در جلد سوم و چهارم ) .