تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
مىكشاند ، و از بالا رفتن مردم به بلنديهاى تفكَّر و علم جلوگيرى نمايد . و آنچه در بعضى از اجتماعهاى سرمايه دارى و تكاثرى ديده مىشود كه بعضى از متكاثران و ثروتمندان مالهاى كلانى را براى فراهم آوردن وسايل جريان يافتن كاوشهاى علمى و گسترش دامنهء اكتشافهاى صنعتى به مصرف مىرسانند ، اين همه را نمىتوان براى آن دانست كه علم و طلب آن در ميان مردم گسترش يابد و جامه به سوى تفكَّر و دانش و قوام علمى لازم براى پيشرفت انسان سوق داده شود . هدف آنان را شايد نتوان چنين توجيه كرد ، بلكه اين گامى است كه براى آن برمىدارند تا همچون نردبانى براى استيلاى ايشان بر تودهء مردم و بهره بردارى از جامعه در فرصتهاى فراوانى كه به دست مىآورند باشد ؛ و همچنين براى آنان وجههء اجتماعى درست كند . و اين چيزى است كه امروز در جهان معاصر مشاهده مىشود ، كه در آن انباشته شدن مال در نزد گروههايى كوچك از مردمان در سرزمينهاى مختلف سراسر زمين ، چيزى جز وسيله اى براى بدبختى ديگران و فرو ريختن قواعد انسانيّت و مردمى نيست .

( 3 ) - توازن اقتصادى و قوام فرهنگى

: ميان قوام فرهنگى و قوام علمى ، در نيازمندى هر يك از آنها به يك زمينهء حياتى سالم در اجتماع ( كه هر فرد را به شناختن خود و پروردن خويش به هر مايهء از پرورش و فرهنگ كه در اختيارش قرار مىگيرد موفّق بدارد ) ، اختلافى وجود ندارد . پس دو مانع معروف ( تكاثر و فقر ) ، براى رسيدن جامعه به قوام علمى ، به همان گونه مانعند كه از رسيدن افراد به هر گونه قوام فرهنگى . تكاثر هدفهاى فهم و فرهنگ عام انسانى را منحرف مىسازد و آنها را به صورت چيزى در مىآورد كه ضدّ فرهنگ دار شدن به معناى واقعى آن است ، و فقر سطح فرهنگى را به پايينترين درجه تنزّل مىدهد . بنا بر اين هيچ پيشرفت و قوام فرهنگى نمىتواند با تكاثر مكنده و نيز با فقر كوبنده حاصل شود . و راه رسيدن به اين منظور جز از طريق « توازن اقتصادى » و « تعادل معيشتى » در ميان مردم چنان هموار نخواهد شد كه هر كس به آنچه براى بالا رفتن سطح فكرى و فرهنگى خود نيازمند است دسترس پيدا كند .