2 - منشأ عدالت اجتماعى در اسلام :
عدالتى كه اسلام مىخواهد آن را در جامعهء انسانى به اجرا در آورد ، شكلى از اشكال عدالت عام در نظام تكوينى است ، يعنى اين هر دو عدالت از يك سرچشمه برمىخيزد ، و هر دو ، واقعيّتهايى سازگار و همخوان با يك ديگر دارند ، به همان گونه كه آثار آنها نيز همانند و منسجم است . و اين عدالت ، همان توازن در همهء مسائل و امور است . و توازن شالوده اى است كه جهان بزرگ بر آن بنا شده ، پس واجب است كه جهان كوچك ، يعنى جهان جامعه هاى بشرى ، « 1 » نيز بر همين اساس و شالوده متّكى باشد ؛ اينك توضيحى در اين خصوص :
يك - قانون توازن در نظام تكوين
: اين قانون برخاستهء از عدل جاودانى الهى است كه بر سراسر كاينات فرمانروايى مىكند . قرآن كريم مىفرمايد : * ( وَالسَّماءَ رَفَعَها وَوَضَعَ الْمِيزانَ ) * « 2 » آسمان را برافراشت و ميزان ( وسيلهء سنجش ) را مقرّر داشت » . و اين ميزان - بنا بر حديث - ميزان عدل و قانون توازن است . و آن واقعيّتى است موازى و همسنگ با برافراشتن آسمان و برپايى جهان . و اين همان چيزى است كه امام على « ع » بدان اشاره كرده و فرموده است :
« العدل أساس به قوام العالم « 3 »
( 2 ) عدل شالوده اى است كه بر سر پا ايستادن جهان به آن است » .
هامش
« 1 » . و همين گونه است جهان نفس انسانى ، در عدالت اخلاقى ، كه اگر بخواهد راه كمال را بپويد بايد « قائم به توازن » باشد ، به تعبير ديگر : عالم انسانى نيز بايد قائم بر توازن باشد ، تا هر سه عالم هماهنگ گردد و هيچ يك از تكامل نماند :
1 - عالم تكوين .
2 - عالم تشريع .
3 - عالم تهذيب ( تهذيب نفس انساني ) .
و همين است كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » در بارهء بندگان محبوب خدا مىفرمايد :
« قد ألزم نفسه العدل ، فكان أوّل عدله نفي الهوى عن نفسه
( بندهء محبوب خدا ) نفس را به عدالت ( و اعمال عادلانه ) ملزم مىكند . و نخستين عدالت او دور كردن هواى نفس است از خويشتن » . ( نهج البلاغه » / 211 ، « عبده » 1 / 151 ) .
« 2 » . « سورهء الرّحمن » ( 55 ) : 7 .
« 3 » . « بحار » 78 / 83 .