عموم مردم - به تعبير مولاى ما امير المؤمنين « ع » - بخشودنى است ؟ « 1 » و اين از آشكارترين واضحات است كه گروه خاصّ بهره مندان از امتيازها و اختصاصها و فرصتها و ارتباطها و خويشيها ، و دارندگان ثروتهاى هنگفت و درآمدهاى باور نكردنى ، هرگز از اجراى عدالت ، و « قيام قسط در ميان مردم » راضى نخواهند بود ، و به آسانى حقوقى را كه بر عهده دارند به صاحبان آنها نخواهند رسانيد ، و حرمت و كرامتى را كه خدا به انسان داده است و بايد مراعات شود ، در نظر نمىآورند و به هيچ وجه آمادهء آن نيستند كه - بدون حركتى تغييرى و انقلابى - چشم از امتيازهاى خويش بپوشند ، بنا بر اين ، كمترين كارى كه در برابر آنان مىتوان كرد ، طرد مدبّرانه و قاطع ايشان است از اجتماع ، و حذف ماهيّت جهنمى تكاثر است از اقتصاد ، و له كردن و هجوم بردن - به نفع مستضعفان - به هر گونه مصرف اترافى و اتلافى و اسرافى و اجحافى و انحرافى است در جامعه .
و به همين جهت امام علىّ بن ابى طالب « ع » ، آنان را طرد مىكرد و بر ايشان سخت مىگرفت ، و براى رضاى ايشان هيچ ارزشى قائل نبود ، و آنان و همانندان آنان را به اين گونه ها توصيف مىكرد :
- در ايّام خوشى بار سنگينترى بر دوش حاكميّت به شمار مىروند ، - در سختيها كمتر به يارى نظام اسلامى بر مىخيزند ، - عدل و انصاف را بيش از ديگران ناخوش مىدارند ، - به هنگام خواستن اصرارى بيش از ديگران نشان مىدهند ، - در مقابل آنچه مىگيرند ، كمتر به سپاسگزارى مىپردازند ، - هنگامى كه صدمه اى به ايشان برسد ، كمتر عذر مىپذيرند ، - و در تحمّل فشارهاى روزگار از ديگران ضعيفترند . « 2 » و اين صفات هفتگانه ، هيچ پايه و مايهء مورد اعتمادى براى آنان در
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 996 ، « عبده » 3 / 96 .
« 2 » « نهج البلاغه » / 996 ، « عبده » 3 / 96 .