[ 3 ] - خيانت مأموران بلند پايهء حاكميّت ، و [ 4 ] - چيرگى دشمنان . و در يكى از نامه هاى امام علىّ بن ابى طالب « ع » چنين آمده است :
« إذا منعوا الزّكاة ، منعت الأرض بركاتها من الزّروع و الثّمار و المعادن كلَّها
« 1 » هر زمان كه مردم زكات ندهند ، زمين نيز به كشتزارها و ميوه ها و معدنهاى خويش بركت نمىدهد » . و در حديثى آمده است كه :
« إذا منعت الزّكاة ساءت حال الفقير و الغني « 2 »
( 2 ) هنگامى كه زكات داده نشود ، وضع دارا و نادار هر دو بد خواهد شد » .
3 - بنا بر آنچه ياد كرديم ، يگانه راه محفوظ نگاه داشتن اموال و نعمتهاى الهى در مقابل نابودى تكوينى و چپاول و تلف شدن ، بىنياز كردن تيره بختان و بذل و بخشش كردن به نيازمندان و بالا بردن تراز معيشتى آنان به حدّى متناسب و شايسته است . و چون زكات ، برداشتن گامى در اين راه است ، از جمله وسايل مصون نگاه داشتن اموال به شمار مىرود . پس تا آن زمان كه در ميان مردم نيازمندانى وجود دارند ، و در كنار ايشان نعمتهايى فراوان در دسترس ثروتمندان قرار دارد ، اين نعمتهاى فراوان در معرض انواع خطر و زوال است . و اين زوال ممكن است تكوينى باشد و به دست عوامل فعّال الهى در جهان صورت پذيرد ، يا اجتماعى باشد و بوسيلهء مستضعفانى كه براى بيرون كشيدن حقوق خويش از حلقوم غصبكنندگان انقلاب مىكنند تحقّق يابد .
پس اختلافات شديد در تراز معيشتى ، عاملى است كه مال و نعمت را به مخاطره مىاندازد ، چنان كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » مىفرمايد :
« إنّ لله تعالى في كلّ نعمة حقّا ، فمن أدّاه زاده منها ، و من قصّر فيه خاطر بزوال نعمته « 3 »
( 3 ) خداى را در هر نعمتى حقّى است ، پس هر كس آن حق را ادا كند بر آن نعمت مىافزايد ، و هر كس در اين حقگزارى كوتاهى ورزد ، در خطر زوال آن نعمت قرار مىگيرد . »
هامش
« 1 » . « سفينة البحار » 1 / 551 .
« 2 » . « سفينة البحار » 1 / 551 .
« 3 » . « نهج البلاغه » / 1194 ؛ « عبده » 3 / 207 .