تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
4 - انباشته شدن تكاثرى اموال - چنان كه پيشتر گفتيم - به هلاكت فرد و اجتماع مىانجامد ، و مال هلاك آور ، نه تأمين دهنده است و نه مصون و در امان . و از آن جهت چنين است كه در كنار اموال انباشته ، نيازمنديهايى انباشته نيز وجود دارد ، و دوّمى براى نابودى و زوال اوّلى تلاش مىكند . پس بر توانگران لازم است كه با نيازمندان مواسات كنند ( چنان كه امام على بن ابى طالب « ع » بدان فرا مىخواند : « آسوا فقراءكم « 1 » ( 1 ) با فقراى خود مواسات كنيد ( و آنان را در اموال و امكانات خود شريك سازيد ) » ، تا از اين راه نعمتها و اموال - در صورتى كه تكاثرى و اترافى و استكبارى نباشد - مصون و محفوظ بماند . و بر دستگاه حاكميّت اسلامى واجب است كه در اين راه ( بىنياز كردن تيره روزان ) عمل كند ، تا جامعهء اسلامى از هر نابسامانى و فرو ريختن و آشوب بدور باشد . 5 - پس زكات دو زكات است : ظاهرى ( رسمى ) و باطنى ( غير رسمى ) و راههايى ديگر نيز براى انفاق مال به منظور نزديك كردن سطح زندگى توده هاى مردم به يك ديگر - در جامعه هاى قرآنى متعهّد - وجود دارد كه از برخى از آنها در فصلهاى انفاق ياد كرديم . « 2 »

بيدار باشى مسئوليّت آور مغفول ماندن نوع دوم زكات

آنچه سخت مايهء تأسّف است ، اين است كه نوع دوّم زكات ( يعنى زكات باطنى ) ، چندان كه بايد و شايد مورد عنايت و درس و بحث قرار نگرفته ، و در فقه اسلامى با غفلت و فراموشى روبرو شده است ، و
هامش
« 1 » . « غرر الحكم » / 152 . « 2 » . ( جلد پنجم / 665 - 722 ، همين جلد / 61 - 142 ) .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 426 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام