تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
كوچك چيرگى نشان مىدهد . . . » . اين روابط آميختهء به تعدّى و تجاوز ، مردمان را بدينسان تقسيم كرده است : - تواناى غالب خورنده ، و ناتوان مغلوب خورده شده ، - مشتى ثروتمند متكاثر ، و توده هايى تيره بخت و ناكام و مستضعف ، - خاندانهايى غرق در نعمتهاى رنگارنگ ، و گروههايى بزرگ از خانواده ها ، فاقد ساده ترين نيازمنديهاى يك زندگى آميخته به تيره روزى . در جامعه هايى اين چنين ، مالياتهايى محدود همچون زكات ظاهرى توانايى از بين بردن فقر و سياه بختى و ناكامى را ندارد ، و نمىتواند خوشى معيشت را براى مردمان تأمين كند ( و خوش بودن معيشت مردم يكى از هدفهاى مطلوب اسلام است ) . در حديث صادقى چنين آمده است : « إنّهم لم يؤتوا من قبل الله عزّ و جلّ ، و لكن أتوا من منع من منعهم حقّهم . . . « 1 » ( 1 ) فقيران و محرومان از جانب خداى بزرگ زيانى نديدند ، بلكه از جانب كسانى زيان ديدند كه حق آنان را ندادند » . آرى ، فقر پديده آمده از ندادن حقوق و غصب كردن زمينها و مكيدن خون مردم و ايجاد تورمهاى جهنّمى - با همدستى دشمن - و مالها را با احتكار و رباخوارى و تكاثر و اقتصاد آزاد و اتراف و اسراف گرد كردن و از آنها گنج ساختن ، با نصابهاى زكات ظاهرى و نظاير آن نابود نمىشود ، بويژه در زندگى معاصر و اقتصاد معاصر هرگز چنين چيزى صورت پذير نخواهد شد . زكات ظاهرى در حكم مالياتى محدود است ، و رشد تصاعدى تكاثر و فزونخواهى و تورّم و فقر و تيره بختى حاصل از اين امور و امثال آن كه بر مردمان تحميل مىشود ، امرى نامحدود ، و محدود هرگز نمىتواند جوابگوى نامحدود باشد . « 2 »
هامش
« 1 » . « وسائل » 6 / 3 . « 2 » . و اينكه در احاديث رسيده است كه خداوند متعال در اموال توانگران ، آن اندازه حق براى ناتوانان تعيين كرده است كه زندگى آنان را تأمين مىكند ، نظر به انواع حقوقى است كه از اموال توانگران براى ناتوانان معيّن شده است ، چنان كه در برخى احاديث تصريح شده است كه « خداوند فقيران را شريك اموال اغنيا قرار داده است » . اين گونه احاديث در اين كتاب ( براى تنبّه و بيدارى و نابود شدن اقتصاد فاسد و پيدايش اقتصادى سالم در جامعه هاى اسلامى ، از جمله جامعهء ايران ) ، مكرّر نقل شده است .