تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
تكليف مستلزم پرداختن مبالغ ديگرى جز زكات ظاهرى و باطنى باشد . پس منظور آن نيست كه توانگران مقاديرى از مال خود را بپردازند ، - بعنوان حق مصون بودن براى هر كار - و سپس خود را از مسئوليّت معاف بدانند ، بلكه مقصود دور كردن فقر و بىچيزى از صحنهء زندگى انسانى است - كه مكرّر به آن اشاره كرديم - و تغيير دادن حالت فقر و بدبختى و گدايى به بىنيازى و رفاه و خوشبختى و تأمين و بزرگوارى و عزّت مسلمانان ( * ( وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ ) * ) . « 1 » 3 - احاديث رسيده در بارهء « زكات ظاهرى » ، مخصوصا برنامه ريزى براى جامعه اى است كه فقر در آن محدود باشد و گاه به گاه پيدا شود ، و امكان بر انداختن آن با زكات و نصابهايى در آن حد امكانپذير باشد ، و مردمان بتوانند از اين راه به سطح معيشتى شايسته و تراز آسايش لازم برسند و زندگى خوشى داشته باشند - بنا بر تعبير امام صادق « ع » . « 2 » بنا بر اين اصل ، زكات چگونه مىتواند كارگشاى نابرابريهايى باشد ، كه در جامعه هاى زير فشار تكاثر و بهره كشيهاى بىحد و حصر زمان حاضر - كه مدتى است استقرار يافته است - قرار دارد ، و فاصله هاى طبقاتى به ارقام نجومى مىرسد ، و در اين جامعه ها - با اينكه با كمال درد و دريغ - دم از اسلام و حاكميّت اسلام زده مىشود ، اسلام « قرآن محمّد - ص - » ، اسلام « خطب فاطميّه » ، اسلام انفجارهاى « نهج البلاغه » و . . . و در آنها مردمان ثروتمند و دختران و پسرانشان ، در مقايسه با مسكينان و تيره بختان ، در حكم « آكل و مأكول اقتصادى » در آمده‌اند ، و به تعبير مولا امير المؤمنين « ع » ، « أهلها كلابا عاوية ، و سباعا ضارية ، قد هرّ بعضها بعضا ، و أكل عزيزها ذليلها ، و قهر كبيرها صغيرها . . . « 3 » ( 1 ) دنياداران سگانيند پارسكننده و ددانى درنده ، كه برخى در روى برخى ديگر پارس مىكنند ، نيرومندشان ناتوان را مىخورد ، و بزرگشان بر
هامش
« 1 » . « سورهء منافقون » ( 63 ) : 8 . « 2 » . « وسائل » 6 / 3 نيز ( همين جلد / 378 ) . « 3 » . « نهج البلاغه » / 927 ، « عبده » 3 / 55 .