تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
واضحتر است ، زيرا قضيّهء « هيچ خندانى انسان نيست » كه قضيّهء عكس است ، از اين جهت كاذب است كه ضدّ آن يعنى « هر خندانى انسان است » صادق است ، ولى قضيّهء « هيچ متحرّكى انسان نيست » كه قضيّهء عكس است ، به اين جهت كاذب است ، كه نقيض آن « بعضى از انسانها متحرك‌اند » ، صادق است ؛ منافات ميان ضدّين ، ظاهرتر از منافات ميان نقيضين است » « 1 » .

« نتيجهء بحث »

خواجه ، اعتراض فخر رازى را بر بو على از اينكه چرا عدم انعكاس سالبهء كلّى را اختصاص داده بموردى كه محمول اخصّ از موضوع باشد ، جواب داد كه تخصيص او براى اين بوده كه كذب عكس در اين مورد ، واضحتر بوده است . قطب رازى در « محاكمات » نظر خواجه را تأييد نموده است به اين بيان : « قصد بو على آن بوده كه سالبهء كلّى نه بجزئى عكس مىشود و نه بكلّى ، تماميّت اين مفهوم از كلام او وقتى است كه محمول سالبهء كلّى ، عرض خاصّ مفارق باشد ، نه عرض عامّ ، چون اين حكم عمومى براى عرض عام كه محمول باشد ثابت نيست » « 2 » . « احتمال ديگر اين است كه : قصد بو على آن بوده كه حتّى در يك مورد هم كه شده نشان دهد كه سالبهء كلى عكس ندارد چون حكم به اين مقدار هم به اينكه براى سالبهء كلّى عكس نيست كفايت مىكرد نه اينكه قصدش تخصيص به آن موردى بوده كه ذكر كرده است ، پس اگر مورد ديگرى از سالبهء كلّى يافت شود كه عكس نداشته باشد ، معارض با موردى كه او ذكر كرده نمىباشد . بنابراين نبايد سبب اعتراض بر بو على گردد .
هامش
( 1 ) . اقول : الشّيخ اءنّما خصّ البيان بالخاصّة لكونها اوضح ، فاءنّ ايجاب الموضوع على الخاصّة الّتى هى القابل للعكس المطلوب اءنّما يكون كلّيا و على العرض جزئيا و الاءمتناع عن الجمع على الصدق فى المتضادّين اوضح منه فى المتناقضين . . . خواجه نصير الدين طوسى - شرح اشارات - ج 1 - صفحهء 197 . ( 2 ) . . . . يمكن أن يجاب بأنّ مراد الشيخ اءنّ السالبة الكلّيته لا تنعكس اصلا ، لا الى الكلّيته و لا الى الجزئيّة . . . و لا يتمّ ذلك النّفى للعموم اءلّا بالخاصّة لا بالعرض العامّ . . . - قطب الدين رازى - محاكمات - ذيل صفحهء 197 شرح خواجه بر اشارات - ج 1 .