در « عكس » قضايا ، در آن دو مسئله است .
مسئلهء اوّل : تشكيك فخر رازى بر تعريف عكس مستوى و جواب خواجه به آن .
فخر رازى بر تعريفى كه بو على از عكس مستوى نموده ، اعتراضى وارد مىكند ، و خواجه جواب مىدهد ، ابتدا كلام بو على و سپس اختلاف خواجه و فخر رازى را مىآوريم .
بو على در « منطق اشارات » ، در تعريف عكس مستوى آورده است :
« عكس مستوى آن است كه محمول قضيّه ، موضوع و موضوع آن ، محمول قرار گيرد ، با حفظ كيفيّت و صدق و كذب قضيّه به حال خود » « 1 » .
اعتراض فخر رازى بر اين تعريف اين است كه مىگويد : « گاه چنان است كه جزء محمول ، محمول پنداشته مىشود ، و اين موجب بسيارى از اشتباهات است بعنوان مثال در قضيّهء « هيچ ديوارى در ميخ نيست » كه قضيهاى صادق است اگر در عكس آن گفته شود « هيچ ميخى در ديوار نيست » كاذب خواهد بود ، به لحاظ اينكه لفظ « ميخ » كه جزء محمول قضيّهء اصل است ، موضوع قضيّهء عكس قرار گرفته ، پس در تعريف « عكس » اضافه نمودن قيد « كلّيت » به اين معنى كه كل محمول موضوع و كل موضوع ، محمول قرار گيرد » لازم است » « 2 » .
خواجه از شبههء فخر رازى در مورد « عكس قضيّه » چنين جواب مىگويد :
« در مثالى كه فخر رازى از عكس مستوى ياد كرده كه جزء محمول در آن بجاى محمول ، اشتباه گرفته مىشود ، افراد باهوش چنين اشتباهى نمىكنند . فخر رازى كه لازم مىداند ، در تعريف عكس مستوى قيد « كليت » افزوده شود ، كه تمام محمول - نه جزء آن - موضوع و تمام موضوع هم ، محمول قرار گيرد تا اشتباه محمول ، به جزء محمول روى ندهد ، چنين « قيدى » لازم
هامش
( 1 ) . و العكس هو أن يجعل المحمول من القضيّه موضوعا و الموضوع محمولا مع حفظ الكيفيّة و بقاء الصدق و الكذب بحاله . . . بو على - اشارات - نقل از شرح خواجه بر اشارات - ج 1 - صفحهء 196 .
( 2 ) . . . . ربّما يشبه المحمول بجزئه فيظنّ أنّ جزء المحمول هو المحمول و عند ذلك يقع الغلط كثيرا مثل ما أذا قيل :
لا شىء من الحايط فى الوتد و هو صادق ، و ءاذا قيل : لا شىء من الوتد فى الحايط صار كاذبا . . . لأنّ المحمول فى القضيّه الأولى ليس هو الوتد بل ، فى الوتد . . . - فخر رازى - شرح منطق اشارات - نسخهء خطّى كتابخانهء دانشكده الهيات تهران - ش 38 - ج - صفحهء 108 و جامع العلوم - شماره كتابخانهء مجلس شورى - تهران - 12 / 5 - صفحهء 90 .