« نتيجهء بحث »
فخر رازى مدّعى شد : وحدات هشتگانه را كه شرط صحّت تناقض دانستهاند ، درست نيست شرطيّت وحدت موضوع و محمول كافى است ، بقيّه برگشت به وحدت موضوع و محمول دارند .
خواجه جواب داد : گاه بعضى از آنها متعلّق به خود حكماند بدون اينكه جزء موضوع يا محمول قرار گيرند ، بنابراين ، ارجاع آنها بموضوع يا محمول ، درست نيست .
احتمالى كه تأييد مىكند نظر خواجه را - از اينكه ارجاع وحدات ششگانه ، به وحدت موضوع و محمول درست نيست - اين است كه توجّه به آنهمه تفصيل يعنى به « وحدت شرط » ، « اضافه » « جزء و كلّ » ، « قوّه و فعل » « مكان » و « زمان » كه خواه از قيود موضوع و محمول باشند و يا شرط مستقل ، فقط با عنوان نمودن شرطيّت وحدت موضوع و محمول ، براى تناقض ، دانسته نمىشوند ، جز آنكه تصريح به آنها شود ، و گرنه غفلت از آنها موجب ناتمامى مبحث تناقض است .
مطلب ديگرى كه لازم بتذكر است اين است كه فخر رازى در ارجاع وحدت شرط به وحدت موضوع ، چنين گفت : در قضيّه « سياه جامع بصر نيست » محكوم عليه ، ذات موصوف به عدم سياهى است « 1 » ، در اين بيان او تكلّف است ، چون لازم مىآيد از سياه ، عدم سياه فهميده شود ، يعنى لفظ بر نقيض « موضوع له » خود دلالت كند كه صحيح نيست .
مطلب ديگر اينكه با اين نوع ، تأويل كه در قضيّهء « سياه جامع بصر نيست » مراد از محكوم عليه ، ذات موصوف به عدم سياهى باشد ، لازم مىآيد كه هيچ قضيهاى كاذب نباشد ، چون در قضيّهء كاذب هم اين نوع تأويل ممكن است .
هامش
( 1 ) . . . . و اذا قيل : الأسود ليس بجامع ، فالمحكوم عليه هو الذّات لا مع السّواد . . . فخر رازى - شرح منطق اشارات - نسخهء خطّى كتابخانه دانشكدهء الهيات تهران - شماره 38 - ج - صفحهء 100 .