تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
3 - در اينكه « وجوب » ، امر عدمى است يا وجودى نظرش متناقض است . در « شرح اشارات » مىگويد : آنچه بو على آورده كه « وجوب بالغير » در عقل اول ، علت عقل دوم است درست نيست چون وجوب از امور عدمى است ، ( صفحه 191 ) . ولى در المباحث المشرقيه مىگويد : « وجوب » تاكد وجود است ، اگر « وجوب » امر عدمى باشد لازم مىآيد كه شيئى ، بنقيض خود متاكد شده باشد و اين محال است ( صفحه 236 ) . 4 - در « محصل » و « معالم اصول الدين » حكم بجواز بازگشت معدوم مىنمايد و در « المباحث المشرقيه » به امتناع آن قائل شده است ( ص 294 و 296 ) . 5 - در موردى تصريح مىكند كه وجود حق تعالى زايد بر ماهيت او است - . . . فوجود الله تعالى عارض لماهيته و هو المطلوب ( ص 225 و 226 ببعد ) و در مورد ديگر مىگويد : وجود حق تعالى از ماده و ماهيت مجرد است - . . . وجود الواجب ، مجرد عن الماهيه و القابل . . . ( ص 238 ) گاه هم تصريح مىكند كه ماهيت حق تعالى علت وجود او است - . . . ان الموثر فى وجود الله تعالى هو نفس ماهيته فقط . . . ( صفحهء 229 ) . و گاه نيز مىگويد وجود حق تعالى عين ماهيت او است ( صفحهء 230 ) . 6 - در اثبات وجود زمان نظرش متناقض است ، بر دليل بو على در « اشارات » كه از طريق مجامع نبودن قبليت عدم حادث با بعديت وجود آن ، اثبات وجود زمان نموده است چند اعتراض وارد مىكند ، ليكن در « المباحث المشرقيه » همان دليل را با اندك تفاوت در اثبات وجود « زمان » آورده است ( صفحهء 97 ) . 7 - در « شرح اشارات » بر قول حكما از اينكه افعال طبيعى داراى غايت‌اند ، اعتراض وارد مىكند كه غايت فرع بر شعور است و فاعل طبيعى فاقد شعور است . ولى در المباحث المشرقيه اعتقادش بر اين است كه افعال طبيعى داراى غايت‌اند و غايت فرع بر شعور نيست . . . . ( ص 186 و 187 ) . 8 - در مورد حقيقت جسم نظرات متعدد دارد ، در « شرح اشارات » پس از ابطال هيولى و انكار تركيب جسم از هيولى و صورت ، حقيقت جسم را « مقدار » معرفى مىكند . در « محصل » كه آن را پس از شرح اشارات تاليف نموده ، ثابت مىكند كه حقيقت جسم همان « جوهر فرد » است كه نظريهء متكلمين است . در « المباحث المشرقيه » كه آن را قبل از شرح اشارات تاليف كرده تمام دلايل متكلمين - از جمله دلايلى كه خود او بعدا در « محصل » ، در اثبات « جوهر فرد » به آنها استناد نموده - ابطال كرده است ( ص 65 ببعد ) . 9 - فخر رازى در « شرح اشارات » پس از تشكيك بر دليل فصل و وصل ، نتيجه مىگيرد كه
بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 9 | سيد حسن حسنى