تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
حق تعالى مىگردد پس جوهر جنس براى حق تعالى خواهد بود و اين اشتباه است چون « موجود لافى موضوع » كه در تعريف « جوهر » آمده تعريف برسم و بلوازم است ، نه تعريف به حد و ذاتى . بنابراين جوهر جنس است و اگر لازم آن يعنى « موجود لافى موضوع » جنس نباشد ، تالى فاسدى وجود نخواهد داشت . 2 - كلام صدر المتألهين است در « شواهد الربوبيه » كه قابليت را فصل جسم ، معرفى مىكند به اين بيان : اگر لوازم ذاتى شيئى مانند حساس و ناطق و . . . كه از امور اضافىاند در تعريف آن شىء به كار روند ، نفس اضافهء متاخر از طرفين اضافه از آنها اراده نمىشود ، بلكه مبدأ و منشاء اضافه كه در تحقق شيئيت آن شيئى دخالت دارد ، موردنظر است . بنابراين بو على كه در « اشارات » « 1 » ، آورده كه « جسم جوهرى است قابل ابعاد ثلاثه » تعريف به حد خواهد بود ، پس اعتراض فخر رازى بر اين تعريف وارد نمىباشد و همچنين جواب خواجه كه مىگويد « قابل » فصل است ، نه قابليت ، درست نيست چون اگر مقصود مفهوم اضافهء متاخر از طرفين اضافه باشد ، فرقى ميان قابل و قابليت نخواهد بود . 3 - كلام مرحوم محمد تقى آملى است در تعليقه‌اش بر شرح منظومهء سبزوارى ، نظير آنچه از صدر المتألهين ذكر گرديد كه مقصود از قابليت و فاعليت و . . . مبدأ اضافه مراد است ، نه نفس اضافهء متاخر از طرفين . . . بنابراين آنچه از كلام بو على و صدر المتألهين و محمد تقى آملى آورديم ، تاييد مىكند نظر خواجه را بر اينكه اعتراض فخر رازى بر تعريف جسم وارد نيست و تعريف حكما از جسم مىتواند تعريف به حد باشد ( مربوط به صفحهء 57 تا 59 ) .

4 - نگرشى كوتاه به محتواى كتاب

« بررسى مسائل اختلافيه ميان فخر رازى و خواجه نصير الدين طوسى و داورى ميان آنها » . در زمينهء منطق و فلسفه و كلام ، كه در اين كتاب موردنظر بوده ، سيزده مسئله منطقى . بيست و شش مسئله از فلسفهء طبيعى . ده مسئله از فلسفهء الهى . شانزده مسئلهء كلامى ، مورد بررسى قرار گرفته است .
هامش
( 1 ) آنچه صدر المتألهين در شواهد الربوبيه آورده كه بو على در اشارات در تعريف جسم چنين آورده سهو است چون آن تعريف در اشارات بو على نيامده ، بلكه فخر رازى در شرح اشارات خود از حكما نقل كرده است .