15 - فخر رازى در « شرح اشارات » بر دليل بو على از اينكه تعقل قوهء عاقله ذاتى او است ، نه به لحاظ تعلق به بدن ، اعتراضاتى وارد مىكند ، ولى در « المباحث المشرقيه » همان دليل را در عدم وابستگى تعقل قوهء عاقله به بدن ذكر نموده و اشاره كرده كه بر اعتراض وارد بر اين دليل جوابى هست ( ص 161 ) .
16 - بر دليلى كه بو على در غيرمحسوس بودن حق تعالى آورده ، تشكيك وارد مىكند ، ولى در « المباحث المشرقيه » به همان سبك بو على ، در تجرد و غير جسمانى بودن حق تعالى استدلال مىنمايد ( ص 251 و 252 ) .
17 - راجع بعصمت ابنياء گفتار متناقض دارد ، چون مىگويد : پيامبران گناه نمىكنند و گرنه منع و جلوگيرى آنان بايد جايز باشد ، درحالىكه منع پيامبران ايذاء آنها است و حرام است .
سپس مىگويد : ارتكاب بگناه براى آنان از روى سهو و اشتباه حلال به حرام جايز است . اين قول متناقض با قول اولى او است ، و گرنه بايد جلوگيرى پيامبر از گناه در صورت سهو و اشتباه حلال به حرام مانعى نباشد با اينكه ايذاء پيامبر است ( ص 265 و 266 ) .
18 - سخنان فخر رازى در اثبات امامت متناقض است چون در موردى مىگويد :
« نصب امام بر خدا قبيح است چون در آن احتمال قبح و فساد مىرود ، زيرا با عدم پيروى مردم از او چه ، شرور و فساد كه بروز نكند و . . . . « 1 » » .
ولى در مورد ديگر مىگويد :
« به اجماع امت اثبات امامت به نصّ از جانب خداى تعالى جايز است « 2 » » .
مسلما خود او با اجماع امت مخالف نخواهد بود ، ازاينرو ، اين دو كلام او ناسازگارند .
ناسازگارى ديگر آنكه ، نصب پيامبر را از جانب خدا مىپذيرد ، ولى احتمال مفسدهاى كه خود به آن اشاره نموده در اينجا ناديده مىگيرد . با توجه به اينكه خدا در قرآن به نصب امام تصريح فرموده است -
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
« 3 » - ( ص 270 و 272 ) .
نظرات خاصهء خواجه :
1 - منطق علم است ( صفحه 53 ) .
هامش
( 1 ) . لا يبعد اشتماله ( اشتمال نصب الامام على الله تعالى ) على وجه من وجوه القبح فيقبح من الله تعالى نصبه . . . .
فخر رازى - معالم اصول الدين - حاشيهء محصل - انتشارات حسينيه - مصر 1323 ه - صفحهء 153 .
( 2 ) . اجمعت الأمة على انه يجوز اثبات الاءمامّه بالنص . . . - معالم اصول الدين - صفحهء 158 .
( 3 ) . سورهء بقره - آيهء 126 .