ضمنا اراء خاصه و نظرات متناقض هريك نيز مورد توجه قرار گرفته كه به پارهء از آنها اشاره مىشود .
آراء خاصهء فخر رازى :
1 - دلالت التزام از دلالات معتبر در منطق نيست ( صفحهء 24 ) .
2 - لازم نيست حد مركب از تمام مقومات باشد و نيز لازم نيست كه حد مركب از جنس و فصل فقط باشد ( صفحه 29 ) .
3 - قضيهاى كه محمول آن « فعل » يا « اسم مشتق » باشد ، جهت مطابقهء لفظ با معنى ، به رابطهء اضافى نياز ندارد ( صفحه 41 ) .
4 - در قضيهء « معدولة المحمول » ، حكم ايجابى محال است و نيز آنچه مىگويند كه ممكن است سالبه به انتقاء موضوع باشد درست نيست ( صفحه 36 ) .
5 - شروط متناقضين منحصر است در وحدت موضوع و محمول ( صفحه 43 ) .
6 - در عكس مستوى قيد « كليت » - كل محمول موضوع و كل موضوع محمول - لازم است ( صفحهء 46 ) .
7 - تكرار حد وسط ، شرط انتاج قياس نيست ( صفحه 50 ) .
8 - تقدم علّى را منكر است و مىگويد آنچه در كلام بو على آمده كه « وجود ، اول براى علت حاصل است بعد براى معلول » ، كلامى است مجازى ، و اگر مراد بو على تاثير علت باشد ديگر بر مفهوم تقدم دلالتى ندارد و . . . ( ص 183 ) .
9 - قاعده « الواحد » درست نيست ، بر دليل اثبات اين قاعده اعتراض وارد مىكند ( صفحه 217 ) .
10 - عليت عقل فعال را بر صورت جسميه انكار مىنمايد ( ص 210 و 211 ) .
11 - اعتقاد به اصالت ماهيت درست است و مىگويد ماهيت حق تعالى موثر در وجود او است به اين عبارت « . . . انا ندّعى ان الموثر فى وجود الله تعالى هو نفس ماهيته فقط . . . » ( ص 229 ) .
12 - جعل وجود و ماهيت باهم صحيح است . پس از آنكه براى هريك از قول به تاثير علت ، در وجود فقط يا در ماهيت فقط يا در اتصاف ، تالى فاسدى ذكر مىكند و نتيجه مىگيرد كه تاثير علت ، در وجود و در ماهيت است باهم و از اين راه ثابت مىكند باطل بودن قاعده « الواحد » را ، به اين عبارت « و الذى يدل على انه ليس تاثير العله فى الوجود فقط بل و فى الماهيه ايضا ، ان الوجودات » . . . ( صفحه 211 ) .