تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
« براى حركت ، صرف‌نظر از سرعت و بطأ ، وجودى در خارج نيست ، و از طرفى وجود سرعت و بطأ هم به لحاظ اختلاف عائق - ميل طبيعى - است پس حركت صرف‌نظر از ميل طبيعى وجود ندارد تا خودبخود زمان و مسافتى را اقتضا نمايد و به لحاظ ميل طبيعى هم زمان و مسافت ديگرى را اقتضا كند . بنابراين حركت قسرى بدون وجود ميل طبيعى عائق ممكن نخواهد بود » « 1 » .

فخر رازى اعتراض ديگرى مىنمايد به اين بيان :

« آنچه بو على بيان داشت كه : اگر جسم فاقد ميل طبيعى ، قابل حركت قسرى باشد لازم مىآيد زمان حركت قسرى فاقد ميل طبيعى مساوى با زمان حركت قسرى جسم ذى ميل ضعيف باشد . بفرض كه اين استدلال او صحيح باشد ، ليكن از تساوى زمان اين دو حركت - حركت قسرى فاقد ميل و ذى ميل - محال لازم نمىآيد چون ضعف قوّهء مؤثر گاه برابر با عدم آن قوّه است مثلا سقوط يك جزء از هزار جزء قطعه سنگى - كه برابر خردلى است - با عدم سقوط آن در عدم ايجاد ضربه برابر است . اين دليل بو على در بيان عدم تحقّق حركت قسرى بدون ميل طبيعى ، اگر صحيح باشد نيز دلالت خواهد كرد كه بدون عائق حركت طبيعى هم وجود پيدا نكند ، از نظر اينكه لازم مىآيد زمان حركت طبيعى بدون عائق مساوى با زمان حركت طبيعى با عائق ضعيف باشد و چون اين استدلال براى حكما در حركت طبيعى مورد قبول نيست ، پس در مورد حركت قسرى هم بايد مورد قبول نباشد » « 2 » .

جواب خواجه از اين اعتراض اين است كه :

« هر جزء از اجزاء قوّهء جسمانى ، به شرط اتّصال با اجزاء ديگر اگر مؤثر افتد ، ضعف تأثير آن جزء برابر با عدم ، نخواهد بود و اگر ادامهء تقسيمات قوّهء جسمانى بحدّى برسد كه براى اجزاء صغار ، تأثيرى باقى نماند ، اين يك مانع خارجى محسوب شده و در اين صورت آن قوّه كلّا معدوم خواهد بود ، نه آنكه تأثير ضعيف آن برابر با عدم باشد . در مورد حركت طبيعى ، حق آن است كه
هامش
( 1 ) . و اعلم أنّه لا يمكن أن يقال : الحركة بنفسها تستدعى شيئا من الزّمان و المسافة و بسبب السرعة و البطاء تستدعى شيئا آخر لأنّ الحركة يمتنع أن توجد ألّا على حدّ منهما فهى مفردة غير موجودة و ما لا وجود له ، لا يستدعى شيئا اصلا . . . . خواجه نصير طوسى - شرح اشارات - انتشارات حيدرى - تهران 1379 ه - ج 2 - صفحهء 218 . ( 2 ) . . . . سلّمنا أنّه يلزم ذلك لكن لم قلتم أنّه محال فأنّ المؤثّر أذا ضعف جدّا جاز أن لا يؤثّر ، الا نرى أنّ سقوط جزء من الف جزء من خردلة من الحديد لا يؤثّر . . . لأن سلّمنا ذلك لكنّ الحجّة الّتى ذكرتموها ، كما تقتضى توقّف الحركة القسريّة على وجود ميل عائق عنها فكذلك تقتضى توقف الحركة الطبيعيّة على وجود ميل عائق عنها . . . . فخر رازى - شرح اشارات - ج 1 - صفحهء 86 .