اين قول او ، فرع بر اعتقاد به صورت نوعيّه ، است درحالىكه منكر صورت نوعيّه است ( رجوع شود به صفحهء 158 ) .
2 - فخر رازى مىگويد : اگر اجتماع « ميل دورى و مستقيم » در جسم واحد ، ممتنع باشد ، بايد اجتماع اقتضاى حركت و سكون هم در عنصر واحد ممتنع باشد .
اين اعتراض او ، مبتنى بر يك استدلال تمثيلى است درصورتيكه حكما استدلال تمثيلى را ضعيف دانستهاند و صرف شباهت ميان دو چيز ايجاب نمىكند كه در تمام جهات حكم مشبّه به بر مشبّه جارى باشد .
3 - فخر رازى در « المباحث المشرقيّه » تصريح مىكند كه : اجتماع ميل دورى و مستقيم در جسم واحد محال است . سپس كلام خود را چنين ادامه مىدهد :
« اگر گويند : از اجتماع ميل دورى و مستقيم در جسم واحد بايد محذورى نباشد چون ممكن است اقتضاى ميل دورى براى جسم در حال حصول آن ، در مكان طبيعى خود باشد و اقتضاى ميل مستقيم ، در حال خروج از مكان طبيعى خود باشد چنانچه جسم در مكان طبيعى خود ، اقتضايش سكون باشد و در خارج از مكان طبيعى ، اقتضاى حركت داشته باشد ، جواب آن است كه اقتضاى سكون ، پس از حصول جسم در مكان طبيعى خود ، متوقّف مىگردد ولى اقتضاى ميل دورى ، پس از حصول جسم در مكان طبيعى متوقّف نمىگردد » « 1 » .
تاليف المباحث المشرقيّه فخر رازى پيش از شرح اشارات او است ( رجوع شود به صفحهء 67 ) ازاينرو ، پيش از طرح اين اشكال بر بو على ، از آن آگاهى داشته و پاسخ آن را هم داده است و در « شرح اشارات » خود فقط آن اعتراض را ذكر كرده و اشارهاى بجواب آن نكرده است . در اينكه آيا انگيزهاش در « شرح اشارات » فقط ايراد اعتراض بر بو على و درهم شكستن قدرت علمى او بوده يا انگيزهء ديگرى داشته است و . . . اعلم .
هامش
( 1 ) . . . . فنقول : الطبيعة فى اقتضاء السّكون يجوز أن تتوقّف على الحصول فى حيّز الطبيعىّ و أمّا فى اقتضاء الميل المستدير فلا يجوز أن تتوقّف عليه . . . فثبت أنّ كلّ ما كان فيه ميل مستقيم يستحيل أن يكون فيه ميل مستدير . . .
فخر رازى - المباحث المشرقيّه - ج 1 - صفحهء 632 .