اعتراض فخر رازى بر بو على در « ممتنع بودن اجتماع ميل دورى و مستقيم » در جسم واحد و جواب خواجه به آن .
به اعتقاد بو على حركت ، ناشى از « ميل » « 1 » است افلاك كه داراى حركت دورىاند در آنها « ميل دورى » است و استدلال مىكند كه با وجود « ميل دورى » وجود « ميل مستقيم » در افلاك محال است .
فخر رازى بر دليل بو على خرده مىگيرد و خواجه جواب مىدهد . پس از ذكر كلام بو على به بيان اختلاف خواجه و فخر رازى مىپردازيم .
بو على در « اشارات » در بيان ممتنع بودن اجتماع ميل دورى و مستقيم در جسم واحد مىگويد :
« جسم بسيط واحد نظير فلك كه در آن طبيعت - صورت نوعيّه - واحدى است ، چون داراى حركت دورى است ، كاشف از وجود « ميل دورى » در آن است ، در طبيعت واحد بيش از ميل واحد ممكن نيست ، ازاينرو ، وجود ميل مستقيم در آن محال خواهد بود ، چون اقتضاى « ميل مستقيم » توجّه بسوى جهت خاصّى است و اقتضاى « ميل دورى » انصراف از آن جهت است .
ممكن نيست جسم واحد در زمان واحد ، هم توجّه بسوى جهت خاصّى داشته باشد ، و هم انصراف از آن حاصل نمايد . بنابراين اجتماع ميل دورى و مستقيم ، در فلك محال خواهد بود » « 2 » .
فخر رازى بيان بو على را در امتناع اجتماع ميل دورى و مستقيم كافى نمىداند و مىگويد ممكن است در جسم واحد ، هم اقتضاى ميل دورى باشد و هم ميل مستقيم به اين بيان :
« طبيعت فلك در صورت حصول در مكان طبيعى خود ، اقتضاى ميل دورى مىنمايد و در خارج از مكان طبيعى ، اقتضاى آن ميل مستقيم مىباشد نظير آنچه حكما در مورد عناصر گفتهاند كه :
هريك از عناصر - خاك ، آب ، هوا ، آتش - اگر در مكان طبيعى خود باشند ، اقتضاى طبيعت آن ، سكون است و اگر در خارج مكان طبيعى باشد اقتضاى آن ، حركت است . تا اين احتمال ابطال نگردد استدلال بو على در بيان امتناع اجتماع ميل مستقيم و مستدير در فلك ، اثبات
هامش
( 1 ) . ميل - در قبال جذب - كيفيّتى است كه جسم بواسطهء آن دفعكنندهء چيزى است كه مانع حركت جسم است بسوى جهتى از جهات ، كه متكلّمين آن را « اعتماد الميل » مىگويند - ضياء الدّين درّى - اصطلاحات فلسفه - چاپخانه سعدى - انتشارات خيام - تهران 1330 - صفحهء 135
( 2 ) . . . . الجسم الّذى فى طباعه ميل مستدير يستحيل أن يكون فى طباعه ميل مستقيم لأنّ الطّبيعة الواحدة ، لا يقتضى توجّها الى شىء و صرفا منه . . . . بو على - اشارات - نقل از شرح خواجه بر اشارات - انتشارات حيدرى - تهران 1379 ه - ج 2 - صفحهء 237 .