تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

استدلال فخر رازى بر اثبات خلاء و جواب خواجه به آن .

در اين مسئله ابتدا دلائل فخر رازى را كه معتقد بوجود خلاء است مىآوريم ، سپس جوابى كه خواجه به دلايل او داده ذكر كرده و بعد به بررسى مىپردازيم . فخر رازى در كتاب « محصّل » قبل از اثبات خلاء در بيان مفهوم خلاء چنين مىگويد : « مراد از خلاء فاصلهء ميان دو جسم است ، كه دو جسم طورى قرار گيرند كه نه در تماس باشند و نه جسم ديگرى ميان آن دو جسم ، مماسّ با آنها باشد » « 1 » . سپس دو دليل در اثبات وجود خلاء ارائه مىدهد : « 1 - صفحه‌اى كه روى صفحهء همانند خود قرار داشته باشد در حال برداشتن صفحهء روئين ، تمام جوانب آن يكباره از صفحهء زيرين جدا مىگردد ، اوّلين زمان تفكيك وسط آنها خالى خواهد بود چون هواى محيط ، پس از جدا شدن صفحهء بالا از صفحهء زيرين ، به تدريج به وسط صفحه راه پيدا خواهد كرد ، تا زمانى كه هوا در اطراف صفحه قرار دارد ، وسط صفحه خالى خواهد بود كه وجود خلاء را ثابت مىكند . 2 - جسمى كه از مكانى به مكان ديگر انتقال مىيابد مكان « منتقل اليه » اگر پر باشد و جسمى كه در آن قرار دارد ، به مكان ديگر منتقل نگردد ، تداخل لازم خواهد آمد كه باطل است . و اگر انتقال پيدا كند و انتقال آن بسوى « مكان » جسم اوّل باشد ، مستلزم دور خواهد بود كه باطل است و اگر انتقال « به مكان » ديگر يابد و جسم آن « مكان » هم « به مكان » ديگر منتقل گردد و به همين ترتيب ادامه يابد از حركت پشّه‌اى حركت مجموعهء عالم لازم مىآيد اين نيز باطل است و اگر در انتقال جسمى از مكانى به مكان ديگر آن « مكان » دوّم ، خالى باشد هيچ محذورى را در بر نخواهد داشت . پس بايد وجود خلاء ثابت باشد ، بعضى كه گفته‌اند چون خلاء قابل اندازه‌گيرى است ، پس مقدار است نه خلاء . جواب آن است كه مقدار بودن خلاء فرضى است و با فرض ، اثبات مقدار خارجى نمىشود » « 2 » . خواجه خلاء را ممتنع مىداند ، دلائل فخر رازى را كه در اثبات خلاء آورده در « تلخيص المحصّل » چنين جواب مىگويد :
هامش
( 1 ) . الخلاء جايز عندنا . . . المراد من الخلاء كون الجسمين بحيث لا يتماسّان و لا يكون بينهما ما يماسّانه . . . فخر رازى - محصّل - المطبعة الحسينيّه - مصر 1323 - صفحهء 95 . ( 2 ) . . . . لنا اءذا رفعنا صفحة عن مثلها ، ارتفع جميع جوانبها دفعة واحدة . . . و لا الجسم اءذا انتقل من مكانه الى مكان آخر فالمكان المنتقل اليه اءن كان خاليا ، قبل ذلك فقد حصل الغرض و أن كان مملوا فالّذى كان فيه أن لم ينتقل عنه لزم التّداخل و أن انتقل عنه فأمّا . . . احتجّوا أنّ الخلاء يحتمل التّقدير فيكون مقدارا جوابه لا نسلّم أنّه . . . . - مأخذ قبل -