شده
( أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً )
« 1 » كه نار از جهت تعقيب است بدون مهلت .
و اخبار نموده خداى - تعالى - به وقوع احيا در قبر در كلام خود كه
( كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )
« 2 » كه ذكر رجوع بعد از دو احيا شده ، و بتحقيق كه اين معنى مشعر است باز به حيات ثالثه ؛ و فرمودهء خداى - تعالى - :
( قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا )
پس ذكر نمودهاند جهت خود عباد دو موت را يكى در دنيا و ديگرى را در قبر ، و ذكر نمودهاند دو احيا را يكى را « 3 » در دنيا و آخر را در قبر و ثالث را نگفتهاند ، از جهت آن كه معلوم است و ظاهر است در اين سخن گفتن مذكور كه صاحب حيات است و غير حىّ متكلّم نمىشود [ الف - 353 ] به اين كلام .
و بعضى گفتهاند كه بتحقيق كه خبر دادهاند از دو احيايى « 4 » كه خدا را در آن دو احيا بالضّروره شناختهاند ، / * ب / 266 / يكى در قبر و يكى در آخرت ، و از اين جهت وارد است در عقب اين آيه كه
( فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا )
. و حاصل كلام اين بعض اين است كه در اينجا منظور دو احياء بعد از موت است كه معترف به گناه خود شدهاند در اينجا ، پس اكتفا به اين دو احيا نمودهاند چون در اين هر دو شناختهاند خدا را ، و اين هر دو بديهيست كه يكى در قبر است و ديگرى در آخرت ، و از اين جهت است كه بعد از آن ذكر
( فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا )
شده و فرموده خداى - تعالى - در حقّ آل فرعون :
( النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ
هامش
( 1 ) . نوح / 25
( 2 ) . بقره / 28
( 3 ) . م ، الف : - را
( 4 ) . ن : + كه