تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1160

مساهمون:

ص١١٦٠
در صلاة قضاست بدون ادا . و بعضى آن است كه ساقط مىشود به مجرّد توبه ، نه آن كه مثل زكات باقى مىماند حقّى ، و نه مثل صلات قضايى دارد از قبيل ترك صلات عيد و صلات جنازه . و اگر توبه از ذنبى كه متعلّق حقوق آدميست باشد مثل آن كه حقّ كسى بر گردن او لازم باشد ، پس از جهت ابراء ذمّه موافق حكم شارع پيروى مىكند رسانيدن آن حقّ را به صاحبش به اين نحو كه ردّ مال به صاحبش يا به وارث او مىكند . و همچنين است حدّ قذف چنانچه علّامه - رحمه اللّه تعالى - در شرح خود نقل نموده و اگر قصاص باشد آن حقّ تسليم نفس مىكند به ولىّ دم و اگر [ الف - 350 ] عضو باشد نيز تسليم مىكند به صاحب حقّ كه مجنى عليه است يا به ولى دم تسليم نمايد « 1 » نفس خود را كه قصاص بعض و قطع عضو واقع شود يا عفو نمايد ، و آنچه موافق حقّ باشد بايد اطاعت كند . و اگر صاحب و ولى موجود نباشد عزم اين معنى مىكند كه هرگاه به هم رسد تسليم نمايد حقّش را و پيروى ارشاد مىكند اگر آن ذنب و گناه اضلال احدى باشد . و لفظ « ذلك جزءا » كه در آخر متن واقع شده اشاره بر زايد بر ندم از مذكورات است ، يعنى اين توابع كه تسليم بدن و تسليم عضو و اداى واجب و قضا و ايصال حقّ به صاحبش و عزم بر آن و غير اينهاست جزء از توبه اوّل نيستند ، بلكه واجب ديگرند / * الف / 264 / خارج از
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - نمايد
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1160 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى