توبه ، پس ترك اينها مانع سقوط عقاب گناه اوّل به توبه نيست ، بلكه اين گناه ديگر است كه توبه ديگر دارد ، ليكن تحقّق اين امور دلالت بر صدق ندامت مىكند ، و ترك اينها دلالت بر عدم صدق آن مىكند .
قال : : و يجب الاعتذار على المغتاب مع بلوغه . « 1 » يعنى اگر ذنبى كه متعلّق است به حقّ آدمى غيبت نمودن كسى باشد ، پس لازم است معذرت خواستن از او اگر به او رسيده باشد اين غيبت كردن از جهت آن كه موجب غم و ضرر او شده و اگر به او نرسيده باشد اين معنى ، طلب حليّت از او لازم نيست ، چون به او المى و غمى نرسيده .
و در هر دو قسم توبه بايد كرد و عزم بر عدم عودش هم بايد داشت ، از جهت آن كه منع از غيبت نمودن واقع شده به اين عبارت
( أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً )
« 2 » و در اين غيبت اگر صادق است غيبت مىگويند آن را و اگر كاذب است بهتان خواهد بود .
قال : : و فى ايجاب التفصيل مع الذكر اشكال . « 3 » رفته است قاضى قضاة به اين كه تائب اگر عالم است به ذنوب خود مفصّلا بايد به تفصيل توبه نمايد ، و اگر مجمل داند بايد مجمل توبه نمايد ، و اگر بعضى را مفصّل و بعضى را مجمل داند به هر نحو كه
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 422
( 2 ) . حجرات / 12 نيز بنگريد بحار الانوار ج 75 / 250
( 3 ) . كشف المراد / 422