نمود اراده كرده است كه ذكر كند آنچه حقّ است نزد او . بيانش اين است كه صحيح است توبه از بعضى قبيح نمودن دون بعضى اگر چه قبايح مشتركند در داعى به ندامت هرگاه نحوى ترجيح آنچه توبه مىنمايد از آن در حين وقوع توبه داشته باشد ؛ بلى اگر جميع مشترك باشند در دواعى و علل ندم و در نظر تائب مساوى باشند صحيح نيست ندم از بعضى قبايح دون بعضى ، و از اين جهت است كه تأويل نمودهاند آنچه نقل شده از حضرت امير - عليه السلام - و اولاد آن حضرت كه توبه صحيح نيست از بعض قبايح دون بعضى ؛ و اگر تأويل نشود اين كلام خرق اجماع مركّب مىشود ، از جهت آن كه اجماع مسلمين است بر اين كه كافر هرگاه توبه كند از كفر و مسلمان شود و اقامت بر صغيره واحده مثل كذب داشته باشد داخل مسلمين است او و « 1 » جزاى احكام اسلام بر آن هست ، نه آن كه گفته شود كه چون ندامت از جميع قبايح ندارد پس تصديق به جميع ما جاء به النبى - صلّى اللّه عليه و آله - ننموده كافر خواهد بود ، پس تأويل اين كلام حضرت - عليه السّلام - به اين نحو شده كه هرگاه در نظر تائب قباحت اين امور مساوى باشد از يك امر توبه كردن دون ديگر صحيح نيست .
ليكن ابو هاشم گفته در مثال مذكور كه او مستحقّ عقاب كفر است و مقبول نيست نه توبه و نه اسلام او ، ليكن ممتنع نيست اطلاق اسلام بر آن شخص .
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - و