واجب است بر او ندامت بر اين « 1 » معلول ، يا بر علّت ، يا بر هر دو ، مثل / * ب / 264 / آن كه رامى هرگاه رمى كند پيش از اصابت .
بعضى گفتهاند ندم بر اصابت لازم است ، از جهت آن كه قبيح است اصابت و اصابت در حين رمى حكم موجود دارد ، پس بر اصابت همين نادم بايد بود ، ليكن ظاهر آن است كه ندامت احدهما عين ندامت ديگرى است .
و قاضى گفته كه ندامت بر رمى واقع است اوّلا از جهت آن كه خودش قبيح است ، و ثانيا از جهت آن كه مولد قبيح است كه اصابت باشد و چون اصابت نشده حين رمى پس ندامت ندارد پيش از وقوع آن .
و به اين اشاره نموده مصنّف - رحمه اللّه - كه گفته : « و كذا المعلول » يعنى ندامت در معلول با علّت ايضا اشكال دارد ، از جهت آن كه ندم بر علّت آيا لازم دارد ندم بر معلول را يا نه ؟ و در بعضى شروح همين مذكور شده و تفصيل آن كه پيش از وجود معلول آيا بر تائب واجب است ندامت يا نه ؟ تا آخر مذكور نشده .
قال : : و وجوب سقوط العقاب بها . « 2 » گفته است مصنّف - رحمه اللّه - مشكل است وجوب سقوط عقاب به توبه [ الف - 351 ] بدان اين را كه مردم اتّفاق نمودهاند بر سقوط عقاب به سبب توبه ؛ قوم مرجئه « 3 » گفتهاند كه سقوط عقاب به سبب توبه
هامش
( 1 ) . ن : - اين
( 2 ) . كشف المراد / 423
( 3 ) . م : مرجيه