مسألهء ثانى عشر در اقسام توبه است
قال : : [ ب - 349 ] و الذّنب ان كان فى حقّه - تعالى - من فعل قبيح كفى فيه النّدم و العزم على ترك العود ، و فى الاخلال بالواجب اختلف حكمه من بقائه و قضائه و عدمهما ، و ان كان فى حقّ آدمى استتبع ايصاله / * ب / 263 / ان كان ظلما ، أو العزم عليه مع التعذّر أو الارشاد ان كان اضلالا و ليس ذلك جزءا . « 1 » يعنى گناه اگر از جملهء حقوق الهيست كه فعلش قبيح است پس كافيست در آن توبه و ندامت ، مثل گناه گريختن از جهاد و زنا و شرب خمر كه در اينها ندامت كافى است .
و اگر از جملهء حقوق الهيست كه فعلش واجب است ، پس احكام آن مختلف است ، بعضى آن است كه حكمش كماكان باقى مىماند تا آن كه اداى آن بشود ، مثل زكات كه هرگاه اخلال به آن واقع شود و اخراج نشود بعد از وجوبش ذنب باقيست هر چند هم توبه نموده باشد تا آن كه اداى آن بشود .
و بعضى آن است كه به اين نحو است كه ادا در آن نيست اگر ترك شود بلكه قضا دارد ، مثل صلات و صوم كه تارك اين هر دو بعد از قضاى آن از عقاب برى مىشود نه قبل ، هر چند توبه از ترك آن سابق نموده باشد ، پس در زكات اگر ترك شود اداست هميشه بدون قضا و
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 421 : ذلك اجزاء