و بدون شرك مغفرت هست آيا با توبه است اين هر دو ، يا بدون توبه است ؟ و اوّل باطل است ، از جهت آن كه شرك را مغفرت با توبه [ الف - 346 ] متحقّق است ، پس متحقّق شد كه در شرك بدون توبه مغفرت نيست و در غيرك شرك بدون توبه مغفرت هست . و ايضا مغفرت معصيت با توبه واجب است خداى - تعالى - را براى عباد ، و در اين آيه كه بدون توبه به مغفرت اخبار شده نيست مراد معصيتى كه واجب باشد مغفرت آن و الّا موقوف به مشيّت نبود ، چنانچه در آيه واقع است لفظ
( لِمَنْ يَشاءُ )
پس مغفرت عاصيان بدون توبه غير واجب است .
و ايضا سمعى قول خداى - تعالى - است كه فرموده است :
( وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ )
« 1 » و ايضا قوله - تعالى -
( قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً )
« 2 » ،
( وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى )
« 3 » . و لفظ على موافق شرح علّامه - رحمه اللّه تعالى - كه در آيهء اوّل گفته دلالت بر حال يا غرض كه علّت غائيست مىكند ، چنان كه گفته مىشود كه « ضربت زيدا على عصيانه » يعنى زدم زيد را از جهت عصيانش ، و در آيه علّت غايى مراد نيست ، به جهت آن كه ظلم علّت مغفرت نمىشود البته ، پس معيّن شد در اينجا كه « على » به معنى حال دلالت مىكند ، يعنى خدا صاحب مغفرت است در حال ظلم عباد و عصيان ايشان .
و ايضا دليل سمعى قول خداى - تعالى - است كه فرموده :
( إِنَّ اللَّهَ
هامش
( 1 ) . رعد / 6
( 2 ) . زمر / 53
( 3 ) . ضحى / 5