فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً )
« 1 » ،
( وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً )
« 2 » ،
( وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً )
« 3 » ليكن متأوّل است آيات شريفه در عمومات به كفّار ، يا به حمل خلود به مكث طويل .
امّا ثواب و عقاب كه بعضى گفتهاند سزاوار است كه دائمى باشد ، پس گفته مىشود كه اگر از دوام عقاب دوام عقاب كفار است مسلّم داريم و الّا ممنوع است ، و كافرى كه مبالغه در اجتهاد و تحصيل مذهب نموده باشد و نرسيده باشد به حقّ پس جاحظ و عنبرى گفتهاند كه معذور است [ ب - 345 ] و باقى گفتهاند كه غير معذور است موافق آنچه مخرج از آيه و حديث شده ، مگر اطفال ايشان كه در حكم كفره بودهاند در دخول نار نسبت به ايشان حرف است ، « 4 » و نسبت به ايشان زياده گنجايش تأمل دارد .
و در احاديث در باب اطفال و مجانين ايشان اين است كه آتشى افروخته مىشود در آخرت ، و امر مىنمايند به ايشان كه داخل آن نار شوند اگر داخل شدند مطيع و ناجى خواهند بود و الّا فلا .
مسألهء تاسعه در جواز عفو است
قال : : و العفو واقع لأنّه حقّه - تعالى - فجاز اسقاطه و لا ضرر عليه فى تركه
هامش
( 1 ) . جن / 23
( 2 ) . نساء / 93
( 3 ) . نساء / 14
( 4 ) . م ، الف : - نسبت به ايشان حرف است