تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1145

مساهمون:

ص١١٤٥
اوّل : آن است كه مكلّف مستحقّ ثواب به ايمان است ، از جهت قول [ الف - 345 ] خداى - تعالى - كه فرموده :
( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ )
« 1 » و ايمان اعظم افعال خير است . پس هرگاه مستحقّ شود عقاب را كسى كه صاحب ايمان است به معصيت يا آن است كه مقدّم مىباشد ثواب دائمى آن مؤمن بر عقاب دائمى ، او اين باطل است به اجماع ؛ از جهت آن كه ثواب مستحق به سبب ايمان دائمى است ، پس اوّل ثواب دائمى بر او دادن و عقاب دائمى نمودن با هم موافق نيست ، به جهت آن كه ثواب عوض ايمان دائمى است ، پس ثواب آن دائميست به نحوى كه گذشت ؛ و أيضا به اتّفاق جميع فرق اين باطل است . و اگر عكس باشد كه اوّل عقاب و آخر ثواب دائم باشد اين مراد و عين مطلوب است ، و جمع نمودن هر دو در يك وقت جمع بين النّقيضين است . دليل دويم : آن است كه اگر « 2 » منقطع نشود عقاب لازم مىآيد كسى كه عبادت خداى - تعالى - مدّت عمر نموده باشد . به انواع اعمال مثوبه و در آخر عمر عصيان نموده باشد ، هر چند معصيت واحده باشد با بقاى ايمان او مخلّد در نار باشد - مثل / * الف / 260 / مشرك به خدا - و اين محال است از جهت آن كه قبيح است نزد عقلا . و بعضى از معتزله كه گفته‌اند كه منقطع نمىشود عذاب صاحب كبيره متمسّك شده‌اند به مثل قول خداى - تعالى -
( مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها [ أَبَداً ] )
و
( مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً
هامش
( 1 ) . زلزله / 7 ( 2 ) . م : + ابدى است