تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1150

مساهمون:

ص١١٥٠
شفاعت باشد ، و « منّا » به تشديد نون ضمير جمع متكلّم است ، و ضمير « فى حقّه » راجع است به نبى - صلّى اللّه عليه و آله - به جهت آن كه كسى كه شافع است بايد اعلى از مشفوع له باشد ، و اين معنى در اينجا متحقّق نيست . قال : : و نفى المطاع لا يستلزم نفى المجاب و باقى السمعيّات متأوّلة بالكفّار . « 1 » اين اشاره بر جواب كسيست كه استدلال كرده است كه شفاعت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - در زيادتى منافع است از جهت امّت ، و در اين مقام بر زيادتى منافع استدلال نموده‌اند به چندين وجه : اوّل : قول خداى - تعالى - است كه فرموده :
( ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ )
« 2 » نفى كرده خداى - تعالى - قبول شفاعت را از براى ظالم و فاسق ظالم است . و جواب آن است كه خداى - تعالى - نفى شفيع مطاع نموده و ما قايليم به اين معنى از جهت آن كه نيست در آخرت شفيع مطاع ، از جهت آن كه مطاع فوق مطيع است و خداى - تعالى - فوق همه موجودات است ، و نيست احدى فوق آن ، و نيست لازم از نفى شفيع مطاع نفى شفيع مجاب مقبول الشّفاعة . و اگر تسليم كنيم ، چه مىشود كه مراد از ظالمين در اينجا بخصوص كفّار باشد از جهت جمع نمودن ميان ادلّه .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 416 ( 2 ) . غافر / 18