معدوم مىشود « 1 » ؛ و اگر مقدّم نباشد اسقاط از خمسين و مقارن هم باشند لازم مىآيد وجود اينها با هم ، از جهت آن كه وجود هر يك از اين هر دو نفى وجود ديگرى مىكند ، پس / * الف / 259 / لازم مىآيد وجود هر دو و در حال عدمشان ، و اين جمع بين المتناقضين است .
و در شرح حاج محمود در ردّ اين كلام وارد است كه : بعضى گفتهاند كه تأثير و تأثّر حقيقة بينهما نيست از جهت آن كه احباط نيست مگر آن كه خداى - تعالى - مؤاخذه نمىكند به معصيت يا ثواب نمىدهد مستحقّ آن را به اراده و اختيار ، پس اگر اين هر دو ضدّين باشند ، پس ضدّ طارى با وجود اوّل موجود نمىشود ؛ و اگر ضدّ نباشند با وجود ثانى اگر اوّل فانى مىشود پس آن اوّل اثر در زوال ثانى نمىتواند نمود ، و اگر اوّل فانى نمىشود پس بينهما منافاتى نيست . و در نقد محصّل « 2 » - رحمه اللّه - گفته كه اين اشكال بر جميع موارد توارد اضداد بر محل واحد وارد است آنچه جواب آنجا باشد اينجا خواهد بود . اين است آنچه در بيان اين مطلب نقل شده .
ليكن كفّاره اعمال و نصّ « الحسنات يذهبن السيّئات » « 3 » و امثاله دالّ است بر احباط ذنوب ليكن « 4 » ظاهر آن است كه اين انحاى مذكوره كه نقيضش مذكور شد بدون تأمّل « 5 » نباشد در « 6 » احباط ، و اللّه يعلم .
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - پس ساقطه . . . مىشود
( 2 ) . نقد المحصل / 397
( 3 ) . بحار الانوار ج 15 / 399
( 4 ) . ن ، الف : - ليكن
( 5 ) . ن ، الف : - بدون تأمّل
( 6 ) . ن ، الف : - در