قال : : و يجوز توقّف الثّواب على شرط و الّا لاثيب العارف باللّه - تعالى - خاصة . « 1 » رفتهاند جماعتى از معتزله بر اين كه ثواب جايز است كه موقوف باشد بر شرطى ، و اين را اختيار نموده مصنّف - رحمه اللّه - و دليل گفته بر اين به اين نحو كه اگر جايز نبود توقّف ثواب بر شرطى پس عارف به خداى - تعالى - وحده بدون تصديق به نبى و رسالت او - صلّى اللّه عليه و آله - نسبت به كسى كه معجزات او را نديده و نرسيده باشد به دليل اثبات نبوّت بايست ثواب متحقّق باشد و او مثاب باشد ، و به اين معنى اشاره نموده مصنّف كه گفته : « و الّا لاثيب » كه به لام جزائيه و فعل ماضى مجهول است ، از جهت آن كه معرفت به خدا معرفت مستقلهاى است و مع هذا بدون معرفت به نبى ثواب او باطل است ، پس ثواب معرفت موقوف بر شرط بودن تصديق بر حقّيت نبى و حقّيت ما انزل اللّه است .
قال : : و هو مشروط بالموافاة لقوله - تعالى - :
( لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ )
« 2 » و قوله - تعالى - :
( وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ . )
« 3 » اختلاف نمودهاند معتزله در ثواب و عقاب بر چهار قول :
[ 1 ] : بعضى گفتهاند كه ثواب و عقاب را مستحقند مكلّفين در وقت وجود طاعت و معصيت ؛ پس در آن وقت استحقاق به ثواب متحقّق مىشود . و باطل نمودهاند قول به لزوم وفا نمودن به طاعت را تا حين
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 412
( 2 ) . زمر / 65
( 3 ) . بقره / 217 . كشف المراد / 412