بعد از اين گفته « 1 » « ثمّ استشعر اعتراضا على الخلوص بأربعة اوجه » الى آخره و « ثمّ استشعر » الى آخره ، شرح قبل از متن بعد است در اينجا ، يعنى بعد از اين متن مصنّف - رحمه اللّه - ذكر اعتراضات بر لزوم خلوص را نقل نموده چنانچه مذكور مىشود . ليكن در حلّ بهشتى تأمّل است ، [ الف - 341 ] فتدبّر !
قال : : و كلّ ذى مرتبة فى الجنّة لا يطلب الازيد ، و يبلغ سرورهم بالشكر الى حدّ انتفاء المشقّة ، و غناهم بالثّواب ينفى مشقّة ترك القباح ، و اهل النّار يلجئون الى ترك القبيح . « 2 » چون ذكر نمود كه ثواب بايد خالص از شوب غير ثواب باشد ، و همچنين عقاب خالص از غير عقاب باشد ، وارد است بر اين كلام كه :
اهل جنّت تفاوت دارد درجات ايشان ، پس انقص در مرتبه هرگاه مرتبهء اعظم را ملاحظه نمايد به قدر نقصان ثواب متأثّر و مغموم خواهد شد .
و ايضا ذكر شده كه واجب است كه اهل جنّت شكر نعمت الهى و ترك قبايح نمايند و در اين هر دو مشقّت است ؛ پس در بهشت با غم و مشقّت خواهند بود « 3 » .
و اهل نار به سبب ترك قبايح مثاب « 4 » و ماجور و مسرور خواهند بود .
و جواب از اوّل آن است كه : خواهش هر مكلّفى مقصور است بر
هامش
( 1 ) . ن : - بعد از اين گفته
( 2 ) . كشف المراد / 411
( 3 ) . م : - بود
( 4 ) . م : - مثاب