التفضّل على تقدير حصوله فيهما ، و هو أدخل فى باب الزّجر . « 1 » يعنى واجب است خلوص ثواب و عقاب از شوايب ، يعنى در ثواب هيچ شوب عقاب بايد نباشد و در عقاب نيز هيچ شوب ثواب بايد نباشد . امّا در ثواب از جهت آن كه اگر نباشد خالص پس انقص از عوض و تفضّل خواهد بود كه خالص از شوب باشد ، و اين جايز نيست ، از جهت آن كه در اين صورت كسى به مشقّتها از جهت ثواب مشوب به عقاب راضى نمىشود . و ايضا هرگاه انقص از تفضّل باشد كسى رغبت به طاعات و همچنين اجتناب از منهيّات نمىكند ، به جهت آن كه تفضّل بر وجه احسن كه خالص باشد متحقّق مىشود و عقاب مشوب به لطف و احسان كه كم مضرّت است بر خوف از آن كسى نمىكند . و به اين اشاره نموده به قول خود كه گفته : « و الّا لكان » تا قول او - رحمه اللّه - كه گفته : « على تقدير حصوله » يعنى حصول خلوص در عوض و تفضّل كه ضمير « حصوله » راجع به خلوص و « فيهما » راجع به عوض و تفضّل باشد .
و « 2 » ايضا لزوم از خلوص عقاب از جهت آن كه اين خلوص ادخل است در باب زجر ، پس اين نحو خلوصى كه لازم است [ ب - 340 ] از روى لطف است .
و حاج محمود - رحمه اللّه - در طى اين مقام گفته : « يعنى هرگاه عقاب خالص باشد ادخل است در زجر ، از جهت فعل محظورات و ترك واجبات . و الّا ان زجر لطف خواهد بود » . و در شرح بهشتى
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 411
( 2 ) . ن : - و