چون بيان كرد وجوب معاد جسمانى را اراده كرده است كه اشاره كند به ثواب و مدح و عقاب و ذم « 1 » .
امّا ثواب نفع مستحق مقارن تعظيم است .
و مدح قوليست مشعر بر « 2 » ارتفاع حال غير با قصد ارتفاع شأن آن غير .
و عقاب ضرر مستحقّ مقارن استخفاف است .
و ذمّ « 3 » قوليست مشعر بر « 4 » اتّضاع و پستى حال غير با قصد آن .
و مكلّف مستحقّ ثواب و مدح است به فعل واجب و به فعل مندوب و به فعل ضدّ قبيح ، مثل فعل مباحى كه سبب ترك حرام شود با قصد آن و به اخلال به فعل قبيح كه تركش است ، بنا بر مذهب آن كه ترك را كه عدم است ضدّ داند . « 5 »
و شرط است در استحقاق ثواب و مدح ايقاع واجب ، از جهت وجوب آن يا از براى وجه وجوب آن ، و ايقاع مندوب از جهت ندبيّت آن يا از جهت وجه ندبيّت آن - و بيان وجه من بعد مذكور مىشود « 6 » - و ايقاع فعل ضدّ قبيح از جهت اين كه ترك قبيح است ، و همچنين است « 7 » اخلال به قبيح از جهت آن كه آن اخلال به قبيح است كه اگر اين امور به اين اسباب مذكوره متحقق نشود ، بلكه از براى
هامش
( 1 ) . نسخهها : ضمّ
( 2 ) . ن : به
( 3 ) . نسخهها : ضمّ
( 4 ) . ن : به
( 5 ) . ن ، الف : - بنا بر مذهب . . . داند
( 6 ) . ن ، الف : - و بيان وجه . . . مىشود
( 7 ) . الف : - است