در وقت عود اجزاء اصليّه از براى هر كس كه اجزاء اصليّهء او اوّلا بوده همان خواهد بود ، و اين اجزاء باقيست از اوّل عمر تا آخر آن .
قال : : و عدم انخراق الأفلاك ، و حصول الجنة فوقها ، و دوام الحياة مع الاحتراق ، و تولّد البدن من غير التّوالد ، و تناهى القوى الجسمانيّة ، استبعادات .
احتجاج نمودهاند اوايل بر امتناع معاد جسمانى به چندين وجه :
اوّل : آنها اين است كه سمع دلالت مىكند بر ريختن كواكب و پاره شدن افلاك پس « 1 » با معاد ، چون وصول ثواب و عقاب مر انسان را با بدن در افلاك متحقّق « 2 » است نه در عالم عناصر و أيضا اين معنى « 3 » موجب خرق افلاك است ، و اين محال است .
ثانى : آن است كه حصول جنّت فوق افلاك چنانچه مذهب مسلمين است مستلزم عدم كرويّت است ، و اين خلاف حقّ و واقع است .
سيّم : آن كه دوام احراق با بقاء حيات محال است .
رابع : اين است كه تولّد اشخاص وقت اعاده در حشر بدون تولّد از ابوين باطل است . و در شرح ملّا على « 4 » واقع است كه : « لازم مىآيد توليد بدن بدون توالد وقت حشر ، و اين محال است » .
خامس : اين كه قواى جسمانيه متناهى است ، و قول به دوام نعيم
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - پس
( 2 ) . ن ، الف : - متحقّق
( 3 ) . ن ، الف : - و أيضا اين معنى
( 4 ) . شرح التجريد / 383 : « بانه يلزم تولّد البدن من غير التوالد . . . »