اهل جنّت و عقاب اهل جحيم مستلزم عدم تناهيست و موجب حصول اجسام كاينه در حيّز ابداعيات است ، چنانچه در شرح نيريزى « 1 » نيز چنين « 2 » واقع است .
و جواب از كلّ اينها واحد است ، و آن اين است كه اينها استبعادات و همند . امّا افلاك حادثند به نحوى كه مقرّر شده اوّلا ، پس ممكن است كه پاره شوند به نحوى كه عدمشان ممكن است ، و همچنين حصول جنّت فوق افلاك و دوام احراق به ابقاى جسم ممكن است از جهت آن كه خداى - تعالى - قادر است بر هر مقدورى ، پس ممكن است كه استحالهء جسم به اجزاء ناريّه بشود بعد از آن عود نمايد خداى - تعالى - آنها را به اصل خود دائما ، و تولّد [ ب - 336 ] بدون ابوين ممكن است چنانچه در آدم شده ، و قوّتهاى جسمانيّه گاهى غير متناهى مىشود اثرشان به واسطهء انفعالات از مبادى عاليه ، چنانچه معتقد / * الف / 253 / ايشان است در نفوس فلكيّه .
مسألهء خامسه در ثواب و عقاب است
قال : : و يستحق الثواب و المدح بفعل الواجب و المندوب ، و فعل ضدّ القبيح و الاخلال به به شرط فعل الواجب لوجوبه أو لوجه وجوبه ، و المندوب كذلك ، و الضّدّ لانّه ترك القبيح ، و اخلال به لانّ المشقة من غير عوض ظلم ، و لو امكن الابتداء به كان عبثا . « 3 »
هامش
( 1 ) . نسخهها : نيرزى
( 2 ) . ن ، الف : - نيز چنين
( 3 ) . كشف المراد / 407 : و الاخلال به لانه اخلال به