را مگر آن كه مطّلع مىگردانم شما را به صدازننده و آواز كنندهء صد نفر در هدايت و رانندهء آن صد نفر در ضلالت تا روز قيامت . پس برخاست مردى به سوى آن حضرت - عليه السّلام - و گفت خبر ده مرا كه چند تار موى « 1 » در سر و لحيهء من هست ، پس گفت آن حضرت - عليه السّلام - كه بتحقيق خبر داد مرا خليل من به آنچه سؤال نمودى از آن ، بدرستى كه در هر تار موى سر تو ملكى هست كه لعن تو مىكند ، و بر هر تار موى ريش تو شيطانى هست كه تو را مىراند به راه باطل و سبك مىكند خوف تو را و تو را از جا به در مىآورد ، و در خانهء تو سگ بچّهاى هست - يعنى طفلى هست - كه خواهد كشت ابن رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - را . و چون حكايت حضرت امام حسين - عليه السّلام - شد همان طفل متولّى قتال و باعث قتل او شد ، و آن حضرت - عليه السّلام - به سبب آن به شهادت رسيد .
و احاديث در اين مطلب زياده از حدّ است كه موافق و مخالف نقل نمودهاند .
قال : : و استجابة دعائه . « 2 » اين وجه پانزدهم است در زيادتى آن حضرت - عليه السّلام - بر ساير صحابه ، و تقريرش اين است كه علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - بود مستجاب الدّعوة سريعا دون غير او از صحابه ، پس افضل است از ايشان .
هامش
( 1 ) . ن : مو
( 2 ) . كشف المراد / 391