باشد به اين مرتبه قرآن را ، و اوّل كسى بود كه جمع نمود قرآن را ، و نقل نمودهاند جمهور كه تأخير از بيعت نمودن او به سبب اشتغال به جمع قرآن عظيم بود و ائمه قرّاء قرآن « 1 » قراءت را نسبت به آن حضرت - عليه السّلام - مىدهند مثل ابى عمر و ابن ابى العلا و عاصم و غير اينها ، از جهت آن كه اينها مستند مىشوند به ابى عبد الرّحمن السلّمي و او تلميذ آن حضرت - عليه السّلام - بود ، پس افضل از غيرش خواهد بود .
قال : : و لاخباره بالغيب . « 2 » اين وجه چهاردهم است ، و تقريرش اين است كه حضرت امير - عليه السّلام - / * ب / 240 / اخبار به غيب نمود در مواضع كثيره ، و اين مرتبه حاصل نبود از جهت كسى از صحابه ، پس افضل از ايشان بود قطعا .
و اين از جهت آن است كه خبر نمود به قتل ذى الثدية ، و چون نيافتند او را اصحاب آن حضرت - عليه السّلام - ميان مقتولين پس گفت آن حضرت - عليه السّلام - كه به خدا قسم كه دروغ نگفتهام و كسى نيز مرا خبر داده كه دروغ نگفته است ، پس خود ملاحظه نمود - عليه السّلام - تا آن كه او را يافت و شقّ نمود پيراهن او را ، پس ظاهر شد بر كتف او سلعهاى « 3 » ، يعنى گوشتى مثل پستان زن كه بر آن بود مويى كه كتف او كشيده مىشد چون آن را مىكشيدند ، و رجوع
هامش
( 1 ) . م : - قرآن
( 2 ) . كشف المراد / 390
( 3 ) . سلعه : زيادهاى در بدن همچون غدّهاى كه بين پوست و گوشت مىباشد .