جملهء عشره خواهند نمود بر ساق آن درخت ، پس شد آنچه گفته بود . « 1 » و به ذبح قنبر خبر داده بود ، پس ذبح نمود او را حجّاج . « 2 »
و شخصى گفت به آن حضرت - عليه السّلام - كه فوت شده خالد بن عرفطه در وادى قرى ، پس گفت حضرت - عليه السّلام - به او كه فوت نشده و نخواهد شد تا آن كه / * الف / 241 / پيش رو لشكر ضلالى باشد كه صاحب علم آن حبيب بن عمّار « 3 » است ، پس برخاست مردى از زير منبر و گفت : و اللّه من دوست توام و من حبيبم آن حضرت فرمود كه تو اجتناب كن از آن كه پيش روى جيش ضلالت كنى ، و به خدا قسم ! كه [ از ] پيش روان جيش خواهى بود ، و ايشان را داخل خواهى نمود از اين در ، و اشاره به باب فيل نمود ؛ پس چون ابن زياد - لعنة اللّه عليه - عمر سعد را به جنگ حضرت امام « 4 » حسين - عليه السّلام - فرستاد ، گردانيد در مقدّمه آن جيش خالد را ، و حبيب صاحب علم او شد ، پس آمدند تا آنكه داخل مسجد شدند از باب فيل . « 5 »
و گفت آن حضرت - عليه السّلام - روزى [ ب - 321 ] بر منبر :
بپرسيد از من پيش از آن كه من نباشم ، « 6 » پس به خدا قسم سؤال نمىكنيد از قومى كه گمراه نمايند صد نفر را و هدايت نمايند صد نفر
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ج 42 / 124 ، 138
( 2 ) . پيشين ج 42 / 126
( 3 ) . اعلام الورى / 177 ، بصائر الدرجات / 85 و بحار الانوار ج 41 / 289
( 4 ) . م : اما
( 5 ) . ر . ك : مصدر قبل و شرح تقدمة تقويم الايمان / 343
( 6 ) . « سلونى قبل أن تفقدونى » ، نهج البلاغه خطبه 92 ، فيض الاسلام .