و مكلّف بودن آن حضرت - عليه السّلام - امّا اوّلا از جهت آن كه طبيعت اطفال را جبلّيست حبّ ابوين و ميل به اين هر دو ، پس اعراض صبى از اين هر دو و متوجّه خدا بودن دالّ است بر قوّت كمالش .
و امّا ثانيا از جهت آن كه طبع طفل منافيست با نظر نمودن در امور عقليّه و تكاليف شرعيّه ، بلكه ملايم آن لهو و لعب است ، پس اعراض صبى از آن چه ملايم طبع اوست به ماينافيش دلالت بر عظم منزلت او در كمال مىكند . و ايضا اگر مكلّف نبود تكليف در يوم الدار چون از او كفايت نمىشد و قبول نمودن او مقبول مىگرديد ؟ « 1 »
پس ثابت شد به سبب اين آن كه على - عليه السّلام - اقدم ايمانا است ؛ پس افضل خواهد بود از جهت قول خداى - تعالى -
( وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ )
« 2 » .
و موافق مذهب حقّ بلوغ گاه به سنّ و گاه به روييدن موى خشن در عانه و گاه به احتلام مىباشد ، و اسلام او در اين سن مقوّى است عصمت او را .
قال : : و افصحهم « 3 » [ الف - 320 ] .
اين دليل عاشر است ، و تقريرش آن است كه حضرت امير - عليه السّلام - ابلغ ناس است در فصاحت ، و اعظم است در منزلت فصاحت بعد از حضرت رسالت « 4 » - صلّى اللّه عليه و آله - حتّى آن كه
هامش
( 1 ) . ن ، م : - و ايضا اگر . . . مىگرديد .
( 2 ) . واقعه / 11
( 3 ) . كشف المراد / 389
( 4 ) . م : + پناه