تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1048

مساهمون:

ص١٠٤٨
رابع : استناد علماست بتمامهم به او به جهت آن كه نحو مستند است به او ، و همچنين اصول معارف الهيّه و علم اصول از جهت آن كه ابو الحسن اشعرى تلميذ ابى على جبايى بود كه از معتزله است و كافّه معتزله منسوبند / * الف / 237 / به او ، و مدّعى آنند كه اخذ معارف از آن حضرت - عليه السلام - نموده‌اند . و اهل تفسير رجوع ايشان به ابن عباس است و او از تلامذهء حضرت امير - عليه السلام - است . و فقها منسوبند به ابن عباس و خوارج با بعد ايشان از - عليه السلام - منسوبند بر اكابرشان ، و اينها همه از تلامذهء حضرت اميرند عليه السلام . پنجم : آن كه حضرت - عليه السلام - خبر داده به اعلميّت خود در چندين موضع ، كقوله - عليه السلام - : « سلونى عن طرق السماء فانى اعرف بها من طرق الارض » . « 1 » و ديگر فرموده است : « و اللّه لو كسرت لى الوسادة لحكمت بين اهل التّوراة بتوراتهم و بين اهل الانجيل بانجيلهم و بين اهل الزّبور بزبورهم و بين اهل الفرقان بفرقانهم » « 2 » و اين دالّ است بر آن كه اگر حضرت امير - عليه السّلام - حاكم و صاحب اختيار مىشد و از سر مؤمنين رفع معاندين رو مىداد و به وسادهء حكم مستقل مىنشست ميان اهل هر ملّتى موافق كتاب ايشان حكم مىنمود . و اين كلام اين معنى ندارد كه ملل ايشان مستمرا حقّ باشد ، بلكه با جزيه ممكن است كه اين حكم مىشد ، چنانچه فقهاء نقل نموده‌اند ، يا
هامش
( 1 ) . فرائد السمطين ج 1 / 339 ( 2 ) . ر . ك : احقاق الحقّ ج 17 / 461 - 463
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1048 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى