غرى غيرى » « 1 » يعنى اى نقره و اى طلا فريب در محبّت خود بدهيد غير مرا .
و ثياب خشن مىپوشيد و جاروب مىكرد بيوت اموال « 2 » را جهت اعانت دين در هر جمعه ، و نماز در آنجا مىگذاشت با وجود آن كه دنيا بدست او بود .
قال : : و كان ازهد النّاس بعد النّبى [ صلّى اللّه عليه و آله ] . « 3 » اين وجه خامس است ، و تقريرش اين است كه حضرت امير - عليه السّلام - زاهدتر مردم بود بعد از رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - پس افضل از غيرش خواهد بود .
بيان مقدّمهء اولى اين است كه نقل شده متواترا از آن حضرت - عليه السّلام - كه سيّد و بزرگ ابدال بود ، يعنى سيّد صلحا و زهّاد بود .
ابدال قومى از صلحا را گويند كه دنيا بدون ايشان قائم نيست ، و هرگاه يكى فوت شود بدل او خداى - تبارك و تعالى - ديگرى را به جاى او مقرّر مىدارد .
و به آن حضرت - عليه السّلام - مىرسانند رجال طريقت طريقهء خود را ، و به سوى او شدّ رحال مىنمايند / * الف / 238 / در معرفت زهد و تسليك در آن ، و به طريق آن حضرت مرتكب طرق طريقت مىشوند و ترتيب احوال رياضات و ذكر مقامات عارفين را از او دارند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : فضائل الصحابة ح 800
( 2 ) . كذا
( 3 ) . كشف المراد / 386 . م : اذهد