« مرفوع است قلم از سه نفر از مجنون تا به هوش آيد » تا آخر حديث ، بعد از آن گفت عمر « لو لا علىّ لهلك عمر » « 1 » .
و زاييد زنى در ششماهگى ، پس امر كرد عمر به رجم آن ، پس حضرت گفت : اقل حمل شش ماه است . به قول خداى - تعالى -
( وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ )
و قوله
( وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً )
« 2 » كه مجموع ثلاثون است ، پس شش ماه جهت حمل است . « 3 »
و امر به رجم حامله [ اى ] نمود ، پس گفت حضرت امير - عليه السّلام - كه تو را به اين زن حكمى هست پس نيست تو را به آن چه در شكم اين است حكمى پس قبول نمود حكم آن حضرت - عليه السّلام - را « 4 » ، چنانچه سابقا اين معنى گذشت . « 5 » و غير اين از [ ب - 316 ] وقايع كثيره كه رو نموده .
ثالث : آن است كه حضرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود در حقّ حضرت امير - عليه السلام - « اقضاكم على » « 6 » و قضاء مستلزم علم است بر جميع احكام كه امام و خليفهء بين النّاس را ضرور است ، و هرگاه حضرت امير - عليه السلام - اقضا باشد در ديانت و امانت و عدالت همه افضل است ، پس افضل از ايشان بوده است در اينها .
هامش
( 1 ) . ر . ك : استيعاب ج 3 / 1103 ، مسند احمد ، ج 1 / 154 ، ارشاد / 109 و بحار الانوار ج 30 / 680
( 2 ) . احقاف / 15
( 3 ) . ر . ك : الدر المنثور ، ج 6 / 40
( 4 ) . نسخهها : را عليه السلام
( 5 ) . كنز العمال ، ج 5 / 431 و فرائد السمطين ، ج 1 / 350
( 6 ) . مصادر آن گذشت