تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1046

مساهمون:

ص١٠٤٦
مكان از براى او نيست » ، تا آخر حديث « 1 » . پس مسلمان شد يهودى به دست آن حضرت عليه السّلام . و سؤال كرده شد ابا بكر از كلاله كه اقوام پدرى است كه مذكور شده و ابّ يعنى محلّ چراگاه ، پس عاجز شد و ندانست چه بگويد تا آن كه حضرت امير - عليه السّلام - جواب فرمود . « 2 » و سؤال كرده مىشد عمر از احكام / * ب / 236 / كثيره ، پس حكم مىنمود به ضدّ صواب ، و رجوع مىفرمود حضرت امير - عليه السّلام - او را بعد از سؤال ، و او بر مىگشت به قول حضرت - عليه السّلام - به نحوى كه نقل شده از عمر كه اسقاط كرد حدّ شرب خمر را از قدامه ، چون او تلاوت نمود بر عمر قوله - تعالى -
( لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا )
« 3 » پس گفت علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - « الّذين آمنوا و علموا الصّالحات لا يستحلّون محرّما » پس امر كرد به ردّ او ، و توبه‌اش دادند ، و فرمودند كه اگر توبه كند حدّ شرب به او بزنند و سرش دهند ، و اگر توبه نكند بكشند چون مرتدّ است ، و او توبه نمود و عمر نمىدانست چند تازيانه حدّ او مىشود ، حضرت امير - عليه السّلام - فرمود هشتاد تازيانه . « 4 » و امر نموده بود عمر به رجم زن مجنونه كه زنا كرده بود پس رد كرد حضرت امير - عليه السّلام - حكم او را به قول خود كه فرموده كه :
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح تقدمه تقويم الايمان / 167 ( 2 ) . ر . ك : كنز العمال ، ج 1 / 274 - طبقات ، ج 3 / 237 و سبعة من السلف / 45 ( 3 ) . مائده / 93 ( 4 ) . سنن بيهقى ج 8 / 319 كنز العمال ج 3 / 102 بحار الانوار ج 30 / 699