تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1024

مساهمون:

ص١٠٢٤
اين طعن ديگر است ، و آن اين است كه عمر حفظ قرآن ننموده بود و متدبّر آيات آن نبود ، پس مستحقّ امامت نبود و وجه اين آن است كه بعد از فوت حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - گفت : « و اللّه ما مات محمّد » و گفت ايشان ترك اين سخن نمىكنند تا آن كه بريده شود ايدى رجال و ارجل ايشان ، چون ابى بكر متنبّه شد و متنبّه گردانيد او را به آيهء
( إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ )
« 1 » و به قول خداى - تعالى - كه فرموده :
( أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ )
« 2 » گفت عمر : گويا اين آيه را نشنيده بودم يقين به وفات او - صلّى اللّه عليه و آله - [ نمودم ] « 3 » . قال : : « و كلّ النّاس أفقه من عمر حتّى المخدّرات » لمّا منع من المغالاة فى الصّداق . « 4 » اين طعن ديگر است ، و آن اين است كه عمر گفت روزى در خطبه‌اش : كسى كه بالا رود در صداق دخترش ، مىگردانم آن زياده را داخل بيت المال ، پس گفت آنگاه زنى : چون منع مىكنى از ما آنچه خداى - تعالى - حلال نموده جهت ما در كتاب خود
( وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ )
« 5 » پس گفت : « كلّ مردم [ ب - 309 ] افقه از عمرند حتّى مخدّرات در بيوت . » و كسى كه مشتبه باشد بر او مثل اين حكم
هامش
( 1 ) . زمر / 30 ( 2 ) . آل عمران / 144 ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 12 / 195 ( 4 ) . كشف المراد / 378 : - الناس ( 5 ) . نساء ، 20
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1024 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى