تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 1013

مساهمون:

ص١٠١٣
نمود حضرت امير - عليه السّلام - را در آن سال بر مردم حاج ، و اين دلالت دارد كه ابا بكر امارت اهل حج را قابل نبود . پس چون قابل امارت همه مردم بعد از رسول - صلّى اللّه عليه و آله - خواهد بود . و ظاهر است كه كسى را كه اعتماد نباشد بر او به قراءت سوره [ اى ] و اداى آن در حيات رسول - صلّى اللّه عليه و آله - چگونه اعتماد بر امامت او بعد از نبى - صلّى اللّه عليه و آله - خواهد بود . قال : : و لم يكن عارفا بالاحكام حتّى قطع يسار سارق ، و احرق بالنّار ، و لم يعرف الكلالة . و لا ميراث الجدّ ، و اضطرب فى احكامه ، و لم يحدّ خالدا و لا اقتصّ منه . « 1 » اين طعن ديگر است در ابى بكر ، و آن اين است كه عارف به احكام شرع نبود ، پس جايز نيست نصب او در امامت از جهت آن كه قطع نمود / * ب / 228 / دست چپ دزدى را و اين خلاف شرع است . « 2 » و فخر رازى گفته كه در سرقت اوّلى قطع يد يسرى خلاف اجماع همه مسلمين است . و سوخت فجأة سلمى را به آتش با آن كه او توبه كرد ، و گفته‌اند كه در ميان آتش بلند شهادتين مىگفت و حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - منع نموده سوختن در آتش را ، و فرموده است : « لا يعذّب بالنّار الّا ربّ النّار » . و سؤال كرده شد از كلاله ، پس نمىدانست كه چه جواب بگويد
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 376 ( 2 ) . منهاج ابن تيميه ج 3 / 126 و اثبات الهداة ج 2 / 268 تجريد الاعتقاد / 248