گفت : يا رسول اللّه ! نخواستم خبر تو از كسى پرسم بازآمدم ، اسامه را بخواند و گفت : بيرون رو با اصحابى كه نامزد [ الف - 305 ] كردهام بر تو زود ، برو « 1 » ! تمّ كلامه « 2 » .
و واقع شده در تواريخ معتبره كه معلوم بود سبب تعجيل ، و مىدانستند قصد پيغمبر را - صلّى اللّه عليه و آله - و تخلّف نمودند از جهت آن كه قصد آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - آن بود كه بعد از موت آن حضرت خلافت را صاحب نشوند ، و به اين سبب ايشان را به جيش اسامه فرستاد ، و ، چنانچه مذكور شد كه همهء روات كافة نقل نمودهاند كه ابو بكر و عمر در حال خلافت خود سلام بر اسامه مىكردند به امارت و با او مخاطبه مىنمودند به لفظ امير به غير حضرت امير / * الف / 228 / - عليه السّلام - كه از او نقل نشده اين معنى ، و آن حضرت - عليه السّلام - را « 3 » با او نفرستاد و از گردانيدن اسامه را امير لشكر و بودن در آن لشكر ابو بكر و عمر و عثمان افضليّت او مستفاد است ، پس او افضل از اين هر سه بود ، و على - عليه السّلام - افضل از اسامه بود و كسى بر حضرت علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - ولايت نداشت به گفتهء نبى - صلّى اللّه عليه و آله - پس حضرت امير - عليه السّلام - افضل ناس بود كافة .
و حاصل مدّعا آن كه از آنچه مذكور شد معلوم مىشود كه اسامه افضل از اين هر سه بود به حكم « 4 » حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) . م : - برو .
( 2 ) . بسنجيد با اثبات الهداة ج 2 / 267 و بحار الانوار ج 30 / 427 - 442
( 3 ) . نسخهها : را عليه السّلام
( 4 ) . م : محكم