تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 995

مساهمون:

ص٩٩٥
بود - ندانند با وجود آن كه در عيون اخبار الرّضا واقع است كه در مجلس هارون الرّشيد علماء عامّه خود گفتند در باب حكم مسأله‌اى كه : « قضيّة بقول قدماء العامّة عن النّبى - صلّى اللّه عليه و آله - انّه قال : على أقضاكم » « 1 » و كذلك قال عمر بن الخطاب : « على اقضانا » « 2 » و هو اسم جامع كأنّ جميع ما مدح به النّبى - صلّى اللّه عليه و آله - اصحابه من القراءة و الفرائض و العلم داخل فى القضاء » . پس هرگاه حضرت امير - عليه السّلام - موافق اين اقوال اقضا باشد چون اين حكم را نداند ! ؟ و حضرت فاطمه - عليها السّلام - با وجود عصمت در دعوا كاذبه باشد ؟ و حسنين - عليهما السّلام - اين معنى را نفهميده باشند با عصمت ؟ پس ابا بكر به خلاف حكم قرآن به خبر واحد كه خود وضع نموده‌اند منع ارث پيغمبر از حضرت فاطمه نموده . و وارد است كه بعد از منع او حضرت فاطمه - عليها السّلام - را گفت آن حضرت به ابا بكر : آيا تو وارث پدرت مىشوى و من وارث پدرم [ الف - 300 ] نمىشوم ؟ بتحقيق كه هستى تو دروغ‌گو . و ايضا چون است كه اين حديث را پيغمبر از ورثهء خود پنهان كرد . و اگر اين حديث صحيح بود متمسّك نمىشد حضرت امير - عليه السّلام - به آن و دعوى ارث نمىنمود و تصرّف نمىكرد سيف رسول اللّه و بغله و عمّامهء او را و حال آن كه نزاع نمود عبّاس با
هامش
( 1 ) . احقاق الحق ، ج 4 / 321 و ج 15 / 370 ( 2 ) . احقاق الحقّ ج 8 / 61 - 66