حضرت امير - عليه السّلام - « 1 » بعد از فوت حضرت فاطمه - عليها السلام - در اين امور به سبب ارث ، پس بايست ابا بكر ندهد به سبب ارث اينها را به حضرت امير - عليه السلام - چون جايز نبود كه آن حضرت - عليه السّلام - متصرّف شود اينها را .
و ايضا حضرت فاطمه - عليها السّلام - گفت به ابا بكر تو وارث رسول اللّهاى « 2 » يا وارث او اهل اويند « 3 » ابا بكر گفت : بلكه وارث او اهل اويند ، پس حضرت فاطمه - عليها السّلام - گفت : چيست حال سهم رسول - صلّى اللّه عليه و آله - كه به وارث او نداديد ؟ گفت : شنيدم از رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كه گفت : خداى - تعالى - هرگاه به نبى چيزى بدهد و طعمه كرامت نمايد بعد از او از خليفهء بعد از او خواهد بود . « 4 » و اين خبر دالّ است بر كذب خبر ، اوّل كه تصدّق بود .
و نصّ
( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )
« 5 » مانع خلافت اوست به اين ظلم ، و حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « ايذاء فاطمه - عليها السّلام - ايذاء من است ، و ايذاء او هر كه كند ملعون است » « 6 » .
و وارد است كه قبل از اين دعوى / * الف / 224 / حضرت فاطمه - عليها السّلام - گفت به ابى بكر : من آيا وارث مىشود ميراث پدرم را ؟
جواب گفت : نعم .
هامش
( 1 ) . بنگريد : صحيح مسلم ج 3 / 1379 ح 1757
( 2 ) . نسخهها : اللّه ص ى
( 3 ) . بقره / 124
( 4 ) . ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 16 / 212 ، 250
( 5 ) . بقره / 124
( 6 ) . « انّما فاطمة بضعة منّى يؤذينى ما آذاها » احقاق الحق ج 10 / 187 ، ج 19 / 83 ، فضائل الخمسة ج 3 / 152